piffle and nonsense
حرفهای بیاساس و پوچ
utter piffle
پیفلهای محض
piffle about
در مورد حرفهای بیاساس
piffle it
آن را بیاساس بگو
piffle off
برو و حرفهای بیاساس نگو
stop the piffle
حرفهای بیاساس را متوقف کن
piffle on
ادامه بده حرفهای بیاساس را
piffle around
حرفهای بیاساس بزن اینجا و آنجا
piffle this
این را بیاساس بگو
piffle that
آن را بیاساس بگو
don't listen to his piffle about the new policy.
به حرفهای بیاساس او در مورد سیاست جدید گوش ندهید.
she dismissed his ideas as mere piffle.
او ایدههای او را صرفاً بیاساس ارزیابی کرد.
it's all just piffle; we need real solutions.
همه اینها فقط حرفهای بیاساس است؛ ما به راه حلهای واقعی نیاز داریم.
he often spouts piffle during meetings.
او اغلب در جلسات حرفهای بیاساس میگوید.
her speech was filled with piffle and lacked substance.
سخنرانی او پر از حرفهای بیاساس بود و فاقد عمق بود.
don't waste time on his piffle; focus on the task.
وقت خود را برای حرفهای بیاساس او تلف نکنید؛ روی انجام وظیفه تمرکز کنید.
he has a talent for turning serious topics into piffle.
او استعداد تبدیل موضوعات جدی به حرفهای بیاساس را دارد.
her comments were nothing but piffle.
نظرات او چیزی جز حرفهای بیاساس نبود.
the article was criticized for its piffle and inaccuracies.
این مقاله به دلیل حرفهای بیاساس و نادرستیهای آن مورد انتقاد قرار گرفت.
let's not indulge in piffle when there are important issues to address.
اجازه ندهیم در زمانی که مسائل مهمی برای رسیدگی وجود دارد، در حرفهای بیاساس غرق شویم.
piffle and nonsense
حرفهای بیاساس و پوچ
utter piffle
پیفلهای محض
piffle about
در مورد حرفهای بیاساس
piffle it
آن را بیاساس بگو
piffle off
برو و حرفهای بیاساس نگو
stop the piffle
حرفهای بیاساس را متوقف کن
piffle on
ادامه بده حرفهای بیاساس را
piffle around
حرفهای بیاساس بزن اینجا و آنجا
piffle this
این را بیاساس بگو
piffle that
آن را بیاساس بگو
don't listen to his piffle about the new policy.
به حرفهای بیاساس او در مورد سیاست جدید گوش ندهید.
she dismissed his ideas as mere piffle.
او ایدههای او را صرفاً بیاساس ارزیابی کرد.
it's all just piffle; we need real solutions.
همه اینها فقط حرفهای بیاساس است؛ ما به راه حلهای واقعی نیاز داریم.
he often spouts piffle during meetings.
او اغلب در جلسات حرفهای بیاساس میگوید.
her speech was filled with piffle and lacked substance.
سخنرانی او پر از حرفهای بیاساس بود و فاقد عمق بود.
don't waste time on his piffle; focus on the task.
وقت خود را برای حرفهای بیاساس او تلف نکنید؛ روی انجام وظیفه تمرکز کنید.
he has a talent for turning serious topics into piffle.
او استعداد تبدیل موضوعات جدی به حرفهای بیاساس را دارد.
her comments were nothing but piffle.
نظرات او چیزی جز حرفهای بیاساس نبود.
the article was criticized for its piffle and inaccuracies.
این مقاله به دلیل حرفهای بیاساس و نادرستیهای آن مورد انتقاد قرار گرفت.
let's not indulge in piffle when there are important issues to address.
اجازه ندهیم در زمانی که مسائل مهمی برای رسیدگی وجود دارد، در حرفهای بیاساس غرق شویم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید