muck

[ایالات متحده]/mʌk/
[بریتانیا]/mʌk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زباله; کود; گل
vt. کثیف کردن; بارور کردن
vi. پرسه زدن; معطل شدن

عبارات و ترکیب‌ها

muck up

به هم ریختن

muck around

سرگردانی

muckraking

افشاگری

muck spreader

دستگاه پخش کود

muck pile

انبوه کود

جملات نمونه

They are mucking the apple trees.

آنها درختان سیب را کود می‌کنند.

I got there in a muck sweat.

من آنجا با عرق زیاد رسیدم.

oily muck on the floor of a garage

گل چرب در کف پارکینگ.

I'll just clean the muck off the windscreen.

من فقط گل و لای را از شیشه جلو پاک خواهم کرد.

muck the orchards every year

هر سال باغ‌ها را با گل و لای تمیز کنید.

I used stable muck as a mulch for my roses.

من از گل و لای حیوانی به عنوان مالچ برای گل‌های رز خود استفاده کردم.

the muck that passes for music in the pop charts.

موزیقی که به عنوان موسیقی در نمودارهای پاپ می‌گذرد.

we just muck around in training and have a laugh.

ما فقط در تمرین بازی می‌کنیم و می‌خندیم.

she really enjoys mucking in with the lads.

او واقعاً از همکاری با پسران لذت می‌برد.

mucking around with finances and all that palaver.

بازی با امور مالی و همه آن حرف و گویی.

Her husband went a mucker on that watch for her.

همسرش برای او در آن شیفت یک دزد بود.

If we all muck in we'll soon finish the work.

اگر همه کمک کنیم، به زودی کار را تمام خواهیم کرد.

"I don't like him, for he's as common as muck.; He's as common as dirt."

من از او خوشم نمی آید، زیرا او به اندازه گل و لای معمول است؛ او به اندازه خاک معمول است.

Stop mucking about and take my friendly advice.

دست از بازی کردن بردارید و نصیحت دوستانه من را بپذیرید.

she didn't mind forfeiting an extra hour in bed to get up and muck out the horses.

او اهمیتی نداشت که یک ساعت اضافی در رختخواب را از دست بدهد تا از خواب بیدار شود و اسب‌ها را تمیز کند.

it's that woman, Lady Muck herself—who does she think she is?.

همان زن است، خودشان خانم مشهور - او فکر می کند کیست؟

she had mucked up her first few weeks at college.

او هفته‌های اول حضور در دانشگاه را خراب کرده بود.

I've mucked up my sweater by working in the kitchen.

من با کار در آشپزخانه، ژاکتم را خراب کرده ام.

When they saw his enormous house and flash car they looked at each other, both thinking ‘Where there’s muck there’s brass.’

وقتی خانه بزرگ و ماشین لوکس او را دیدند، به یکدیگر نگاه کردند و فکر کردند: «جایی که گل و لای وجود دارد، برنج هم وجود دارد.»

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید