pightle

[ایالات متحده]/paɪtl/
[بریتانیا]/paɪtl/

ترجمه

n. یک قطعه زمین کوچک و محصور
شکل‌های واژه
جمعpightles

عبارات و ترکیب‌ها

the old pightle

پیتل پیر

a small pightle

یک پیتل کوچک

farmed the pightle

پیتل را کشاورزی کرد

near the pightle

نزدیک پیتل

pightle of land

پیتلی از زمین

enclosed pightle

پیتل محدود شده

pasture the pightle

پیتل را گوسفندی کرد

beyond the pightle

فراتر از پیتل

ploughed the pightle

پیتل را جوشاند

called a pightle

یک پیتل نامید

جملات نمونه

the old pightle behind the church is now a car park.

پیتل پیشین کلیسا که اکنون یک پارک خودرو است.

he inherited a small pightle from his grandmother last year.

او سال گذشته یک پیتل کوچک را از پدربزرگش به ارث برداشت.

the farmer decided to sell the pightle near the river.

کشاورز تصمیم گرفت پیتل نزدیک رودخانه را بفروشد.

they converted the narrow pightle into a beautiful garden.

آنها پیتل باریک را به یک باغ زیبایی تبدیل کردند.

there is a dispute regarding the boundary of the pightle.

در مورد مرز پیتل اختلافی وجود دارد.

a pightle usually refers to a small enclosed field.

یک پیتل معمولاً به یک زمین کوچک محصور اشاره دارد.

the cattle were grazing peacefully in the pightle.

گاوهای در پیتل به آرامش گوسفیدند.

she owns a pightle on the edge of the village.

او یک پیتل در کنار روستا دارد.

the deed describes the pightle as having a distinct shape.

این اسناد پیتل را به عنوان یک شکل متمایز توصیف می‌کند.

planning permission was granted for the derelict pightle.

مجوز برنامه‌ریزی برای پیتل فرسوده صادر شد.

they walked across the muddy pightle to reach the road.

آنها از پیتل لایروب را عبور کردند تا به جاده برسند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید