pigsticking

[ایالات متحده]/ˈpɪɡˌstɪkɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpɪɡˌstɪkɪŋ/

ترجمه

n. شکار خوک وحشی با نیزه؛ عمل شکار خوک وحشی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

pigsticking contest

مسابقه شکار گراز

pigsticking season

فصل شکار گراز

pigsticking technique

تکنیک شکار گراز

pigsticking event

رویداد شکار گراز

pigsticking game

بازی شکار گراز

pigsticking party

جشن شکار گراز

pigsticking match

مسابقه شکار گراز

pigsticking tradition

آداب و رسوم شکار گراز

pigsticking enthusiast

علاقه‌مند به شکار گراز

pigsticking challenge

چالش شکار گراز

جملات نمونه

pigsticking is a traditional hunting method.

پی‌گ‌گیری یک روش سنتی شکار است.

many people consider pigsticking a challenging sport.

بسیاری از مردم پی‌گ‌گیری را یک ورزش چالش‌برانگیز می‌دانند.

pigsticking requires skill and precision.

پی‌گ‌گیری نیاز به مهارت و دقت دارد.

he learned pigsticking from his father.

او پی‌گ‌گیری را از پدرش یاد گرفت.

they organized a pigsticking event in the countryside.

آنها یک رویداد پی‌گ‌گیری را در حومه شهر برگزار کردند.

pigsticking can be dangerous without proper training.

بدون آموزش مناسب، پی‌گ‌گیری می‌تواند خطرناک باشد.

she enjoys watching pigsticking competitions.

او از تماشای مسابقات پی‌گ‌گیری لذت می‌برد.

pigsticking has a rich history in some cultures.

پی‌گ‌گیری در برخی فرهنگ‌ها تاریخچه‌ای غنی دارد.

many hunters travel far for a pigsticking experience.

بسیاری از شکارچیان برای تجربه پی‌گ‌گیری مسافت زیادی را طی می‌کنند.

pigsticking requires teamwork and strategy.

پی‌گ‌گیری نیاز به کار گروهی و استراتژی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید