pigtails

[ایالات متحده]/ˈpɪɡ.teɪlz/
[بریتانیا]/ˈpɪɡ.teɪlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موی بلند که در دو قسمت در دو طرف سر پوشیده شده است، یا بافته شده یا بافته نشده؛ بافت‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

cute pigtails

خلبان‌های دوست‌داشتنی

pigtails hairstyle

مد مدل بافت موی دم اسبی

pigtails girl

دختر با دم اسبی

pigtails style

سبک دم اسبی

pigtails braids

بافت‌های دم اسبی

pigtails and bows

دم اسبی و پاپیون

pigtails look

ظاهر دم اسبی

pigtails fashion

مد دم اسبی

playful pigtails

خلبان‌های بازیگوش

pigtails fun

سرگرمی با دم اسبی

جملات نمونه

she wore her hair in pigtails for the school play.

او موهایش را برای تئاتر مدرسه به دو طرف بافته بود.

the little girl loves to style her pigtails with colorful ribbons.

دختر کوچولو عاشق این است که با روبان‌های رنگارنگ بافته‌های مویش را تزئین کند.

my sister used to have pigtails when she was younger.

خواهر من زمانی که جوان‌تر بود، بافته‌های مو داشت.

she tied her hair into pigtails to keep it out of her face.

او موهایش را به دو طرف بافت تا از روی صورتش دور باشد.

pigtails are a fun way to style long hair.

بافته‌های مو یک راه سرگرم‌کننده برای مدل کردن موهای بلند هستند.

he teased her about her pigtails during recess.

او در زمان استراحت به خاطر بافته‌های مویش او را اذیت می‌کرد.

the girl with pigtails was the fastest runner in the class.

دختر با بافته‌های مو سریع‌ترین دونده در کلاس بود.

she felt nostalgic when she saw the photo of her in pigtails.

وقتی عکس خودش را با بافته‌های مو دید، احساس دلتنگی کرد.

pigtails can be a cute hairstyle for any occasion.

بافته‌های مو می‌توانند یک مدل موی زیبا برای هر مناسبتی باشند.

her pigtails bounced as she ran down the street.

بافته‌های مویش در حالی که در خیابان می‌دوید می‌پریدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید