braids

[ایالات متحده]/breɪdz/
[بریتانیا]/braɪdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل بافتن مو یا گروهی از رشته‌ها که به هم تابیده شده‌اند.
v. تابیدن (مو) به صورت بافت.

عبارات و ترکیب‌ها

braids hair

بافت مو

french braids

بافت فرانسوی

hair braids

بافت مو

cornrow braids

بافت ذرت

braids style

سبک بافت

tight braids

بافت‌های محکم

braid crown

تاج بافت

box braids

بافت جعبه‌ای

braid hairdo

آرایش بافت

جملات نمونه

she likes to wear her hair in braids.

او دوست دارد موهایش را به صورت بافته مرتب کند.

he admired the intricate braids in her hair.

او به بافت های پیچیده در موهایش علاقه مند بود.

they decided to braid their hair for the festival.

آنها تصمیم گرفتند موهای خود را برای جشنواره بافته شوند.

she learned how to make different types of braids.

او یاد گرفت که چگونه انواع مختلف بافت مو را درست کند.

her braids were adorned with colorful beads.

بافت های او با مهره های رنگارنگ تزئین شده بود.

he often helps his sister with her braids.

او اغلب به خواهرش در بافتن موهایش کمک می کند.

she prefers loose braids for a casual look.

او ترجیح می دهد برای یک ظاهر معمولی بافت های شل و ول داشته باشد.

they took turns braiding each other's hair.

آنها نوبت به نوبت موهای یکدیگر را بافتند.

the girl wore her braids with pride.

دخره با افتخار بافت های خودش را استفاده کرد.

he watched a tutorial on how to create fishtail braids.

او یک آموزش در مورد نحوه ایجاد بافت ماهی را تماشا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید