pigwash

[ایالات متحده]/ˈpɪɡwɒʃ/
[بریتانیا]/ˈpɪɡˌwɔʃ/

ترجمه

n. پسماندهای آشپزخانه که به خوک‌ها داده می‌شود؛ فضولات یا زباله
Word Forms
جمعpigwashes

عبارات و ترکیب‌ها

pigwash nonsense

حرف‌های بی‌معنی

pigwash talk

صحبت‌های بی‌اساس

pigwash ideas

ایده‌های پوچ

pigwash opinion

نظر بی‌ربط

pigwash story

داستان بی‌اساس

pigwash claims

ادعاهای بی‌معنی

pigwash remarks

اظهارات بی‌ربط

pigwash theory

تئوری پوچ

pigwash explanation

توضیحات بی‌معنی

pigwash criticism

انتقادات بی‌ربط

جملات نمونه

the farmer decided to use pigwash for his crops.

کشیش تصمیم گرفت از کود خویی برای محصولات خود استفاده کند.

after the storm, the pigwash flooded the fields.

بعد از طوفان، کود خویی باعث سیل در مزارع شد.

pigwash can be a great fertilizer if used correctly.

اگر به درستی استفاده شود، کود خویی می‌تواند یک کود عالی باشد.

many farmers rely on pigwash for organic farming.

بسیاری از کشاورزان برای کشاورزی ارگانیک به کود خویی متکی هستند.

the smell of pigwash was overwhelming at the farm.

بوی کود خویی در مزرعه بسیار زیاد بود.

he learned how to properly handle pigwash on the farm.

او یاد گرفت که چگونه به درستی با کود خویی در مزرعه برخورد کند.

pigwash is often used in traditional farming practices.

کود خویی اغلب در روش‌های کشاورزی سنتی استفاده می‌شود.

using pigwash can improve soil quality significantly.

استفاده از کود خویی می‌تواند به طور قابل توجهی کیفیت خاک را بهبود بخشد.

he was surprised by the benefits of pigwash in gardening.

او از مزایای کود خویی در باغبانی تعجب کرد.

proper storage of pigwash is essential for safety.

ذخیره مناسب کود خویی برای ایمنی ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید