pikeperch

[ایالات متحده]/ˈpaɪkˌpɜːtʃ/
[بریتانیا]/ˈpaɪkˌpɜrtʃ/

ترجمه

n. ماهی شبیه به قزل‌آلا که در آب شیرین یافت می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

pikeperch fillet

فیله سیمرغ

pikeperch stew

خوراک سیمرغ

pikeperch recipe

دستور پخت سیمرغ

pikeperch fishing

ماهیگیری سیمرغ

pikeperch dish

غذا با سیمرغ

pikeperch market

بازار سیمرغ

pikeperch season

فصل سیمرغ

pikeperch catch

گرفتن سیمرغ

pikeperch farmed

سیمرغ مزرعه‌ای

pikeperch grilled

سیمرغ گریل شده

جملات نمونه

pikeperch is a popular fish in european cuisine.

ماهی سیپِرچ یک ماهی محبوب در آشپزی اروپایی است.

many anglers enjoy catching pikeperch in freshwater lakes.

بسیاری از ماهیگیران از صید سیپِرچ در دریاچه‌های آب شیرین لذت می‌برند.

pikeperch can be cooked in various delicious ways.

سیپِرچ را می‌توان به روش‌های خوشمزه مختلف پخت.

in some regions, pikeperch is considered a delicacy.

در برخی مناطق، سیپِرچ به عنوان یک غذای خاص در نظر گرفته می‌شود.

fishermen often target pikeperch during the summer months.

ماهیگیران اغلب در ماه‌های تابستان به دنبال صید سیپِرچ هستند.

pikeperch fillets are often served with lemon and herbs.

فیله‌های سیپِرچ اغلب با لیمو و گیاهان سرو می‌شوند.

cooking pikeperch requires careful attention to timing.

پخت سیپِرچ نیاز به توجه دقیق به زمان‌بندی دارد.

pikeperch is rich in omega-3 fatty acids.

سیپِرچ سرشار از اسیدهای چرب امگا 3 است.

many restaurants feature pikeperch on their menu.

بسیاری از رستوران‌ها سیپِرچ را در منوی خود ارائه می‌دهند.

pikeperch can be found in rivers and lakes across europe.

سیپِرچ را می‌توان در رودخانه‌ها و دریاچه‌های سراسر اروپا یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید