piker

[ایالات متحده]/ˈpaɪ.kər/
[بریتانیا]/ˈpaɪ.kɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی خجالتی یا محتاط؛ شخصی بخیل یا تنگ نظر؛ یک قمارباز محتاط

عبارات و ترکیب‌ها

cheap piker

پیکر ارزان

piker attitude

نگاه پیکر

piker mentality

ذهنیت پیکر

piker behavior

رفتار پیکر

piker move

حرکت پیکر

piker friend

دوست پیکر

piker lifestyle

سبک زندگی پیکر

piker choice

انتخاب پیکر

real piker

پیکر واقعی

piker type

نوع پیکر

جملات نمونه

the piker refused to invest in the project.

او پیکر حاضر نبود در پروژه سرمایه‌گذاری کند.

don't be a piker; take some risks in life.

پیکر نباشید؛ در زندگی ریسک کنید.

he always acts like a piker when it comes to money.

وقتی صحبت از پول می‌شود، او همیشه مثل یک پیکر رفتار می‌کند.

she called him a piker for not sharing his winnings.

او او را به خاطر عدم تقسیم کردن برنده شدن‌هایش، پیکر صدا زد.

the piker in the group never buys a round.

پیکر در گروه هرگز یک دور نمی‌خرد.

being a piker can limit your experiences.

پیکر بودن می‌تواند تجربیات شما را محدود کند.

he was labeled a piker after refusing to donate.

او پس از امتناع از اهدا، به عنوان پیکر شناخته شد.

she doesn't want to be seen as a piker among her friends.

او نمی‌خواهد در بین دوستانش به عنوان یک پیکر دیده شود.

the piker missed out on a great opportunity.

پیکر یک فرصت عالی را از دست داد.

don't be a piker; invest in your future.

پیکر نباشید؛ در آینده خود سرمایه‌گذاری کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید