pilferages

[ایالات متحده]/ˈpɪlfərɪdʒɪz/
[بریتانیا]/ˈpɪlfərɪdʒɪz/

ترجمه

n. عمل دزدیدن مقادیر یا اقلام کوچک؛ کالاهای دزدیده شده

عبارات و ترکیب‌ها

prevent pilferages

جلوگیری از سرقت‌ها

report pilferages

گزارش سرقت‌ها

detect pilferages

تشخیص سرقت‌ها

address pilferages

رسیدگی به سرقت‌ها

investigate pilferages

بررسی سرقت‌ها

analyze pilferages

تجزیه و تحلیل سرقت‌ها

minimize pilferages

کاهش سرقت‌ها

track pilferages

ردیابی سرقت‌ها

combat pilferages

مقابله با سرقت‌ها

جملات نمونه

the company implemented strict measures to prevent pilferages.

شرکت اقداماتی سختگیرانه برای جلوگیری از سرقت‌ها انجام داد.

frequent pilferages have led to financial losses.

سرقت‌های مکرر منجر به خسارات مالی شده است.

employees were warned about the consequences of pilferages.

به کارکنان در مورد عواقب سرقت‌ها هشدار داده شد.

security cameras were installed to deter pilferages.

دوربین‌های امنیتی برای جلوگیری از سرقت‌ها نصب شدند.

the manager conducted an investigation into the recent pilferages.

مدیر تحقیقاتی در مورد سرقت‌های اخیر انجام داد.

staff training focused on preventing pilferages in the store.

آموزش کارکنان بر جلوگیری از سرقت در فروشگاه متمرکز بود.

they noticed an increase in pilferages during the holiday season.

آنها متوجه افزایش سرقت‌ها در تعطیلات شدند.

the audit revealed several instances of pilferages.

در حسابرسی موارد متعددی از سرقت کشف شد.

to combat pilferages, the store adopted a no-tolerance policy.

برای مقابله با سرقت، فروشگاه یک سیاست عدم تحمل را اتخاذ کرد.

they reported the pilferages to the local authorities.

آنها سرقت‌ها را به مقامات محلی گزارش کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید