pillaging

[ایالات متحده]/ˈpɪlɪdʒɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpɪlɪdʒɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل دزدی یا غارت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

pillaging hordes

حمله‌های غارتگرانه

pillaging raids

غارتگری‌ها

pillaging invaders

غارتگران مهاجم

pillaging armies

ارتش‌های غارتگر

pillaging villages

غارت روستایی

pillaging resources

غارت منابع

pillaging territories

غارت مناطق

pillaging the land

غارت سرزمین

pillaging wealth

غارت ثروت

pillaging history

غارت تاریخ

جملات نمونه

the villagers were terrified of pillaging bandits.

روستاییان از راهزنانی که غارت می‌کردند، می‌ترسیدند.

pillaging during the war left the town in ruins.

غارت در زمان جنگ شهر را در ویرانی رها کرد.

the history books are filled with stories of pillaging armies.

کتاب‌های تاریخ پر از داستان‌های ارتش‌های غارتگر هستند.

pillaging was common in ancient times.

غارت در زمان‌های قدیم رایج بود.

the pirates were known for their pillaging of coastal villages.

دزدان دریایی به خاطر غارت روستاهای ساحلی مشهور بودند.

after the pillaging, the survivors had to rebuild their homes.

پس از غارت، بازماندگان مجبور شدند خانه‌های خود را دوباره بسازند.

authorities struggled to control the pillaging during the chaos.

مقامات برای کنترل غارت در زمان هرج و مرج تلاش کردند.

they faced severe consequences for their pillaging actions.

آنها به دلیل اقدامات غارتگرانه خود با عواقب شدیدی روبرو شدند.

the documentary highlighted the effects of pillaging on local cultures.

مستند اثرات غارت بر فرهنگ‌های محلی را برجسته کرد.

pillaging not only destroys property but also lives.

غارت نه تنها اموال را از بین می‌برد، بلکه جان‌ها را نیز از بین می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید