| جمع | pilotages |
pilotage service
خدمات راهنمایی
pilotage area
منطقه راهنمایی
pilotage plan
برنامه راهنمایی
pilotage rules
قوانین راهنمایی
pilotage training
آموزش راهنمایی
pilotage procedures
روش های راهنمایی
pilotage authority
مرجع راهنمایی
pilotage license
گواهی راهنمایی
pilotage operations
عملیات راهنمایی
pilotage standards
استانداردهای راهنمایی
the pilotage of the ship was crucial in navigating the narrow channel.
هدایت کشتی در عبور از کانال باریک حیاتی بود.
effective pilotage can prevent accidents in busy ports.
رانندگی موثر می تواند از بروز حوادث در بنادر شلوغ جلوگیری کند.
he completed his training in pilotage last year.
او سال گذشته آموزش رانندگی خود را به پایان رساند.
the pilotage system in this region is well established.
سیستم رانندگی در این منطقه به خوبی تثبیت شده است.
she has a deep understanding of maritime pilotage.
او درک عمیقی از رانندگی دریایی دارد.
pilotage is essential for safe navigation in coastal waters.
رانندگی برای هدایت ایمن در آبهای ساحلی ضروری است.
many factors influence the effectiveness of pilotage.
عوامل زیادی بر اثربخشی رانندگی تأثیر می گذارد.
the pilotage team worked together to guide the vessel.
تیم رانندگی برای هدایت کشتی با هم همکاری کردند.
understanding local conditions is vital for effective pilotage.
درک شرایط محلی برای رانندگی موثر حیاتی است.
they hired an expert for pilotage during the storm.
آنها در طول طوفان برای رانندگی یک متخصص استخدام کردند.
pilotage service
خدمات راهنمایی
pilotage area
منطقه راهنمایی
pilotage plan
برنامه راهنمایی
pilotage rules
قوانین راهنمایی
pilotage training
آموزش راهنمایی
pilotage procedures
روش های راهنمایی
pilotage authority
مرجع راهنمایی
pilotage license
گواهی راهنمایی
pilotage operations
عملیات راهنمایی
pilotage standards
استانداردهای راهنمایی
the pilotage of the ship was crucial in navigating the narrow channel.
هدایت کشتی در عبور از کانال باریک حیاتی بود.
effective pilotage can prevent accidents in busy ports.
رانندگی موثر می تواند از بروز حوادث در بنادر شلوغ جلوگیری کند.
he completed his training in pilotage last year.
او سال گذشته آموزش رانندگی خود را به پایان رساند.
the pilotage system in this region is well established.
سیستم رانندگی در این منطقه به خوبی تثبیت شده است.
she has a deep understanding of maritime pilotage.
او درک عمیقی از رانندگی دریایی دارد.
pilotage is essential for safe navigation in coastal waters.
رانندگی برای هدایت ایمن در آبهای ساحلی ضروری است.
many factors influence the effectiveness of pilotage.
عوامل زیادی بر اثربخشی رانندگی تأثیر می گذارد.
the pilotage team worked together to guide the vessel.
تیم رانندگی برای هدایت کشتی با هم همکاری کردند.
understanding local conditions is vital for effective pilotage.
درک شرایط محلی برای رانندگی موثر حیاتی است.
they hired an expert for pilotage during the storm.
آنها در طول طوفان برای رانندگی یک متخصص استخدام کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید