pineweed

[ایالات متحده]/ˈpaɪnˌwiːd/
[بریتانیا]/ˈpaɪnˌwiːd/

ترجمه

n. گیاهی آمریکایی شمالی از جنس هایپریکوم که برگ‌هایی شبیه به سوسو دارد.
شکل‌های واژه
جمعpineweeds

جملات نمونه

the pineweed plant grows in mountainous regions.

گیاه پینووید در مناطق کوهستانی رشد می کند.

pineweed species are known for their medicinal properties.

گونه های پینووید به دلیل خواص دارویی آنها شناخته شده اند.

traditional healers use pineweed leaves for treatment.

درمانگرها سنتی از برگ های پینووید برای درمان استفاده می کنند.

pineweed growth is slow but steady in proper conditions.

رشد پینووید در شرایط مناسب کند اما پایدار است.

the pineweed habitat includes forest edges and clearings.

این گیاه در حاشیه جنگل ها و مراتب پراکنده زیسته است.

pineweed extract is used in natural skincare products.

استخراج پینووید در محصولات مراقبت از پوست طبیعی استفاده می شود.

pineweed oil can be applied topically for muscle pain.

روغن پینووید می تواند به صورت موضعی برای درد عضلانی استفاده شود.

pineweed tea is believed to support immune health.

چای پینووید به عنوان مکمل سلامتی ایمنی محسوب می شود.

many people use pineweed remedy for digestive issues.

بسیاری از افراد از درمان پینووید برای مشکلات گوارشی استفاده می کنند.

wild pineweed can be found in the northern highlands.

پینووید جنگلی در سرزمین های شمالی پیدا می شود.

dried pineweed is sold in herbal medicine shops.

پینووید خشک در داروخانه های گیاهی فروخته می شود.

pineweed herb has been used for centuries in traditional medicine.

گیاه پینووید در طب سنتی به مدت قرون میلادی استفاده شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید