piney

[ایالات متحده]/ˈpaɪni/
[بریتانیا]/ˈpaɪni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شبیه درخت کاج؛ سرسبز مانند کاج

عبارات و ترکیب‌ها

piney woods

جنگل‌های کاج

piney scent

بوی کاج

piney flavor

طعم کاج

piney landscape

مناظر کاج

piney breeze

نسیم کاج

piney forest

جنگل کاج

piney aroma

عطر کاج

piney hill

تپه کاج

piney path

مسیر کاج

piney region

منطقه کاج

جملات نمونه

the piney scent filled the air as we walked through the forest.

بوی کاج در هوا پراکنده بود، همان‌طور که از میان جنگل عبور می‌کردیم.

she wore a piney fragrance that reminded me of summer.

او یک عطر کاج پوشیده بود که مرا به تابستان یاد می‌کرد.

the piney landscape was breathtaking during our hike.

منظره کاج‌دار در طول پیاده‌روی ما نفس‌گیر بود.

he loved the piney taste of the herbal tea.

او طعم کاج چای گیاهی را دوست داشت.

the cabin was nestled in a piney grove.

کلبه در میان انبوهی از درختان کاج قرار داشت.

we enjoyed a picnic in the piney shade.

ما از پیک نیک در سایه کاج لذت بردیم.

the piney hills were covered in a blanket of snow.

تپه‌های کاج‌دار با برف پوشیده شده بودند.

she described the piney aroma of the essential oil.

او عطر کاج روغن ضروری را توصیف کرد.

the piney wood made for a sturdy table.

چوب کاج برای ساخت یک میز محکم مناسب بود.

we found a piney trail leading to the lake.

ما یک مسیر کاج‌دار به سمت دریاچه پیدا کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید