pinging

[ایالات متحده]/ˈpɪŋɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpɪŋɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت تولید صدای پینگ
v. عمل ایجاد صدای پینگ

عبارات و ترکیب‌ها

pinging server

بررسی سرور

pinging network

بررسی شبکه

pinging device

بررسی دستگاه

pinging host

بررسی هاست

pinging address

بررسی آدرس

pinging connection

بررسی اتصال

pinging system

بررسی سیستم

pinging service

بررسی سرویس

pinging client

بررسی کلاینت

pinging application

بررسی برنامه

جملات نمونه

he is pinging the server to check its status.

او در حال پینگ کردن سرور برای بررسی وضعیت آن است.

we are pinging each other to stay connected.

ما برای حفظ ارتباط با یکدیگر در حال پینگ کردن هستیم.

the technician is pinging the network to troubleshoot.

تکنسین در حال پینگ کردن شبکه برای رفع مشکل است.

she keeps pinging me for updates on the project.

او دائماً برای دریافت به‌روزرسانی‌های پروژه با من پینگ می‌کند.

ping the device to ensure it's online.

دستگاه را پینگ کنید تا مطمئن شوید که آنلاین است.

they are pinging the group chat for a quick response.

آنها در حال پینگ کردن چت گروهی برای دریافت پاسخ سریع هستند.

i will be pinging my colleagues about the meeting time.

من در مورد زمان جلسه با همکارانم پینگ خواهم کرد.

he is pinging the database to retrieve the information.

او در حال پینگ کردن پایگاه داده برای بازیابی اطلاعات است.

she enjoys pinging her friends during her breaks.

او از پینگ کردن دوستانش در زمان استراحت لذت می‌برد.

we should start pinging potential clients for feedback.

ما باید شروع به پینگ کردن مشتریان بالقوه برای دریافت بازخورد کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید