deep pinings
اشتیاقهای عمیق
silent pinings
اشتیاقهای خاموش
unfulfilled pinings
اشتیاقهای برآورده نشده
hidden pinings
اشتیاقهای پنهان
yearning pinings
اشتیاقهای دلباخته
intense pinings
اشتیاقهای شدید
personal pinings
اشتیاقهای شخصی
romantic pinings
اشتیاقهای عاشقانه
spiritual pinings
اشتیاقهای معنوی
nostalgic pinings
اشتیاقهای نوستالژیک
her pinings for adventure led her to travel the world.
اشتیاق او برای ماجراجویی او را به سفر در سراسر جهان سوق داد.
he expressed his pinings through poetry.
او اشتیاق خود را از طریق شعر بیان کرد.
despite her pinings for home, she decided to stay abroad.
با وجود اشتیاق او به خانه، او تصمیم گرفت در خارج از کشور بماند.
the pinings of youth often inspire great art.
اشتیاق جوانی اغلب الهام بخش هنر بزرگ است.
his pinings for recognition drove him to work harder.
اشتیاق او برای به دست آوردن شناخت باعث شد او سخت تر کار کند.
she found comfort in her pinings for a simpler life.
او آسایش را در اشتیاق خود برای یک زندگی ساده تر یافت.
the pinings of the heart can be difficult to articulate.
اشتیاق قلب را می توان به سختی بیان کرد.
his pinings for love were evident in his actions.
اشتیاق او برای عشق در اعمالش آشکار بود.
her pinings for freedom motivated her to speak out.
اشتیاق او برای آزادی او را به صحبت کردن تشویق کرد.
they shared their pinings during long conversations.
آنها اشتیاق خود را در طول مکالمات طولانی به اشتراک گذاشتند.
deep pinings
اشتیاقهای عمیق
silent pinings
اشتیاقهای خاموش
unfulfilled pinings
اشتیاقهای برآورده نشده
hidden pinings
اشتیاقهای پنهان
yearning pinings
اشتیاقهای دلباخته
intense pinings
اشتیاقهای شدید
personal pinings
اشتیاقهای شخصی
romantic pinings
اشتیاقهای عاشقانه
spiritual pinings
اشتیاقهای معنوی
nostalgic pinings
اشتیاقهای نوستالژیک
her pinings for adventure led her to travel the world.
اشتیاق او برای ماجراجویی او را به سفر در سراسر جهان سوق داد.
he expressed his pinings through poetry.
او اشتیاق خود را از طریق شعر بیان کرد.
despite her pinings for home, she decided to stay abroad.
با وجود اشتیاق او به خانه، او تصمیم گرفت در خارج از کشور بماند.
the pinings of youth often inspire great art.
اشتیاق جوانی اغلب الهام بخش هنر بزرگ است.
his pinings for recognition drove him to work harder.
اشتیاق او برای به دست آوردن شناخت باعث شد او سخت تر کار کند.
she found comfort in her pinings for a simpler life.
او آسایش را در اشتیاق خود برای یک زندگی ساده تر یافت.
the pinings of the heart can be difficult to articulate.
اشتیاق قلب را می توان به سختی بیان کرد.
his pinings for love were evident in his actions.
اشتیاق او برای عشق در اعمالش آشکار بود.
her pinings for freedom motivated her to speak out.
اشتیاق او برای آزادی او را به صحبت کردن تشویق کرد.
they shared their pinings during long conversations.
آنها اشتیاق خود را در طول مکالمات طولانی به اشتراک گذاشتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید