pinking

[ایالات متحده]/pɪŋk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صدای انفجاری خفیف؛ صورتی شدن؛ ایجاد سوراخ‌های کوچک؛ برش با لبه دندانه‌دار
v. به رنگ صورتی تبدیل شدن؛ سرخ شدن
adj. دارای لبه دندانه‌دار.

عبارات و ترکیب‌ها

pinking shears

قیچی پینکی

pinking edge

لبه پینکی

جملات نمونه

The car engine was pinking slightly.

موتور ماشین کمی تق‌تق می‌کرد.

Pinking up means that the nipples turn a bright hot pink.

ظاهر شدن رنگ صورتی به این معنی است که نوک پستان به رنگ صورتی روشن و داغ تبدیل می‌شود.

She is pinking the edges of the fabric.

او حاشیه پارچه را با قیچی دوتکه برش می‌دهد.

Pinking shears are used for cutting decorative edges.

قیچی دوتکه برای برش لبه‌های تزئینی استفاده می‌شود.

The pinking machine creates a zigzag pattern on the fabric.

دستگاه دوتکه یک الگوی زیگزاگ روی پارچه ایجاد می‌کند.

He enjoys pinking his own clothing for a unique look.

او از برش لبه لباس‌هایش با قیچی دوتکه برای داشتن ظاهری منحصر به فرد لذت می‌برد.

The seamstress is skilled at pinking delicate fabrics.

خیاط ماهر در برش پارچه‌های ظریف با قیچی دوتکه است.

Pinking adds a decorative touch to the garment.

برش دوتکه یک لمس تزئینی به لباس اضافه می‌کند.

The dressmaker is pinking the hem of the dress.

خیاط لباس‌دوز حاشیه لباس را با قیچی دوتکه برش می‌دهد.

Pinking can prevent fraying along fabric edges.

برش دوتکه می‌تواند از پاره شدن لبه‌های پارچه جلوگیری کند.

She learned how to use pinking shears to create unique designs.

او یاد گرفت که چگونه از قیچی دوتکه برای ایجاد طرح‌های منحصر به فرد استفاده کند.

The designer is experimenting with different pinking techniques.

طراح در حال آزمایش تکنیک‌های مختلف برش دوتکه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید