scalloping

[ایالات متحده]/ˈskɒləpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈskɑːləpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل جمع آوری صدف های دو کفه ای؛ لبه ی صدفی

عبارات و ترکیب‌ها

scalloping season

فصل صدف‌گیری

scalloping technique

تکنیک صدف‌گیری

scalloping trip

سفر صدف‌گیری

scalloping area

منطقه صدف‌گیری

scalloping boat

قایق صدف‌گیری

scalloping gear

تجهیزات صدف‌گیری

scalloping harvest

برداشت صدف

scalloping license

گواهی صدف‌گیری

scalloping regulations

مقررات صدف‌گیری

scalloping adventure

ماجراجویی صدف‌گیری

جملات نمونه

scalloping is a popular activity along the coast.

گشتن در آب‌های کم‌عمق یک فعالیت محبوب در امتداد ساحل است.

we went scalloping last weekend and found a lot.

ما آخر هفته گذشته به گشتن در آب‌های کم‌عمق رفتیم و چیزهای زیادی پیدا کردیم.

scalloping requires special equipment and permits.

گشتن در آب‌های کم‌عمق نیاز به تجهیزات و مجوزهای ویژه دارد.

he enjoys scalloping with friends during summer.

او از گشتن در آب‌های کم‌عمق با دوستانش در تابستان لذت می‌برد.

scalloping can be a relaxing way to spend the day.

گشتن در آب‌های کم‌عمق می‌تواند راهی آرامش‌بخش برای گذراندن روز باشد.

they found a hidden spot for scalloping.

آنها یک مکان پنهان برای گشتن در آب‌های کم‌عمق پیدا کردند.

scalloping is best done during low tide.

گشتن در آب‌های کم‌عمق بهتر است در زمان جزر و مد پایین انجام شود.

she learned the art of scalloping from her father.

او هنر گشتن در آب‌های کم‌عمق را از پدرش یاد گرفت.

after scalloping, we cooked a delicious dinner.

بعد از گشتن در آب‌های کم‌عمق، شام خوشمزه ای درست کردیم.

scalloping is often featured in seafood festivals.

گشتن در آب‌های کم‌عمق اغلب در جشنواره‌های غذاهای دریایی به نمایش گذاشته می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید