pinnace

[ایالات متحده]/ˈpɪnəs/
[بریتانیا]/ˈpɪnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قایق کوچکی که بر روی یک کشتی حمل می‌شود؛ قایق متوسطی که بر روی یک کشتی بارگذاری شده است
Word Forms
جمعpinnaces

عبارات و ترکیب‌ها

small pinnace

کا پی‌یناس کوچک

pinnace boat

قایق پی‌یناس

pinnace crew

خدمه پی‌یناس

pinnace sailing

بادبانی پی‌یناس

armed pinnace

پی‌یناس مسلح

pinnace launch

راه‌اندازی پی‌یناس

pinnace rescue

نجات با پی‌یناس

pinnace voyage

سفر با پی‌یناس

pinnace design

طراحی پی‌یناس

pinnace harbor

بندر پی‌یناس

جملات نمونه

the captain ordered the pinnace to be lowered into the water.

کاپیتان دستور داد که قایق نجات به داخل آب فرود آید.

we used the pinnace to explore the nearby islands.

ما از قایق نجات برای کاوش جزایر نزدیک استفاده کردیم.

the crew prepared the pinnace for a long journey.

خدمه قایق نجات را برای یک سفر طولانی آماده کردند.

he navigated the pinnace through the narrow channel.

او قایق نجات را از طریق کانال باریک هدایت کرد.

they built a small pinnace for fishing in the bay.

آنها یک قایق نجات کوچک برای ماهیگیری در خلیج ساختند.

the pinnace was equipped with all necessary safety gear.

قایق نجات مجهز به تمام تجهیزات ایمنی لازم بود.

after the storm, the pinnace was found washed ashore.

بعد از طوفان، قایق نجات در ساحل پیدا شد.

she learned to sail a pinnace during her summer vacation.

او در تعطیلات تابستانی خود یاد گرفت که قایق نجات را رانندگی کند.

the pinnace was the perfect vessel for a day trip.

قایق نجات وسیله نقلیه مناسبی برای یک سفر یک روزه بود.

they raced their pinnace against others in the regatta.

آنها قایق نجات خود را در مقابل دیگران در مسابقه قایقرانی به خط پایان رساندند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید