pinnules

[ایالات متحده]/ˈpɪn.juːl/
[بریتانیا]/ˈpɪn.juːl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک بروشور کوچک یا تقسیم اولیه یک برگ شانه‌ای

عبارات و ترکیب‌ها

leaf pinnule

برگچه

pinnule arrangement

چیدمان برگچه

pinnule structure

ساختار برگچه

pinnule size

اندازه برگچه

pinnule shape

شکل برگچه

pinnule margin

لبه برگچه

pinnule division

تقسیم برگچه

pinnule base

ریشه برگچه

pinnule tip

نوک برگچه

pinnule color

رنگ برگچه

جملات نمونه

the pinnule of the fern is delicate and beautiful.

سرپینول سرپوشیده از سرخس ظریف و زیبا است.

each pinnule contributes to the overall structure of the leaf.

هر سرپینول به ساختار کلی برگ کمک می کند.

the scientist studied the pinnules under a microscope.

دانشمند سرپینول ها را زیر میکروسکوپ مطالعه کرد.

pinnules can vary greatly in size and shape.

سرپینول ها می توانند از نظر اندازه و شکل بسیار متفاوت باشند.

some species have pinnules that are lobed or divided.

برخی از گونه ها دارای سرپینول هایی هستند که دارای لوب یا تقسیم شده اند.

identifying the pinnule is essential for classifying ferns.

شناسایی سرپینول برای طبقه بندی سرخس ها ضروری است.

the pinnule arrangement can indicate the health of the plant.

چیدمان سرپینول می تواند نشان دهنده سلامت گیاه باشد.

pinnules often have a unique texture and color.

سرپینول ها اغلب بافت و رنگ منحصر به فردی دارند.

in some ferns, the pinnules are covered with tiny hairs.

در برخی از سرخس ها، سرپینول ها با کرک های کوچک پوشیده شده اند.

understanding the function of each pinnule helps in plant biology.

درک عملکرد هر سرپینول به درک زیست شناسی گیاهان کمک می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید