pinstriped

[ایالات متحده]/ˈpɪnstraɪpt/
[بریتانیا]/ˈpɪnstraɪpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای الگوی نازک بسیار باریک

عبارات و ترکیب‌ها

pinstriped suit

کت و شلوار راه‌راه

pinstriped shirt

پیراهن راه‌راه

pinstriped pants

شلوار راه‌راه

pinstriped blazer

ژاکت راه‌راه

pinstriped tie

کراوات راه‌راه

pinstriped dress

لباس راه‌راه

pinstriped jacket

ژاکت راه‌راه

pinstriped trousers

شلوار راه‌راه

pinstriped outfit

لباس راه‌راه

pinstriped pattern

الگوی راه‌راه

جملات نمونه

the businessman wore a pinstriped suit to the meeting.

مرد کسب و کار کت و شلوار مخطط را در جلسه پوشید.

she prefers pinstriped shirts for a formal look.

او پیراهن های مخطط را برای ظاهری رسمی تر ترجیح می دهد.

his pinstriped trousers were a hit at the party.

شلوار مخطط او در مهمانی بسیار محبوب بود.

pinstriped patterns are often associated with professionalism.

الگوهای مخطط اغلب با حرفه آمیزی مرتبط هستند.

the designer showcased a collection of pinstriped outfits.

طراح مجموعه ای از لباس های مخطط را به نمایش گذاشت.

he felt confident in his new pinstriped blazer.

او در بلیزر مخطط جدیدش احساس اعتماد به نفس کرد.

she accessorized her pinstriped dress with a bold belt.

او لباس مخطط خود را با یک کمربند جسورانه تزئین کرد.

pinstriped ties are a classic choice for business attire.

کراوات مخطط یک انتخاب کلاسیک برای لباس های تجاری است.

the pinstriped wallpaper added elegance to the office.

کاغذ دیواری مخطط ظرافت را به دفتر اضافه کرد.

he admired the pinstriped design on the vintage car.

او طرح مخطط روی ماشین قدیمی را تحسین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید