pipelaying

[ایالات متحده]/ˈpaɪpˌleɪɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpaɪpˌleɪɪŋ/

ترجمه

n. فرایند نصب لوله‌ها؛ یک برنامه برای دستیابی به یک هدف مشخص

عبارات و ترکیب‌ها

pipelaying crew

گروه لوله گذاری

pipelaying equipment

تجهیزات لوله گذاری

pipelaying project

پروژه لوله گذاری

pipelaying operation

عملیات لوله گذاری

pipelaying procedure

روش لوله گذاری

pipelaying standards

استانداردهای لوله گذاری

pipelaying process

فرآیند لوله گذاری

pipelaying techniques

تکنیک‌های لوله گذاری

pipelaying safety

ایمنی لوله گذاری

pipelaying methods

روش‌های لوله گذاری

جملات نمونه

pipelaying is a crucial part of the construction process.

چکادگذاری بخش مهمی از فرآیند ساخت و ساز است.

the team specializes in pipelaying for water supply systems.

تیم در زمینه لوله گذاری برای سیستم های تامین آب تخصص دارد.

safety measures must be followed during pipelaying.

در طول لوله گذاری باید اقدامات ایمنی رعایت شود.

he has years of experience in pipelaying projects.

او سالها تجربه در پروژه های لوله گذاری دارد.

pipelaying requires skilled labor and proper equipment.

لوله گذاری نیاز به نیروی کار ماهر و تجهیزات مناسب دارد.

they completed the pipelaying ahead of schedule.

آنها لوله گذاری را زودتر از موعد مقرر تکمیل کردند.

environmental considerations are important in pipelaying.

در لوله گذاری ملاحظات زیست محیطی مهم هستند.

training programs for pipelaying are essential for new workers.

برنامه های آموزشی برای لوله گذاری برای کارگران جدید ضروری هستند.

the company invested in new technology for pipelaying.

شرکت در فناوری جدید برای لوله گذاری سرمایه گذاری کرد.

pipelaying can be affected by weather conditions.

لوله گذاری می تواند تحت تأثیر شرایط آب و هوایی قرار گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید