pipework

[ایالات متحده]/'paɪpwɜːk/
[بریتانیا]/'paɪpwɝk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک سیستم لوله‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

pipework installation

نصب لوله کشی

جملات نمونه

over the years copper pipework corrodes.

امسال لوله های مسی دچار خوردگی می شوند.

I checked all of the pipework for leaks.

من تمام لوله‌ها را برای نشتی بررسی کردم.

(3) Boiler pipework insulation and cleading design.

(3) طراحی عایق و نمای لوله های دیگ بخار.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید