piran

[ایالات متحده]/ˈpɪrən/
[بریتانیا]/ˈpɪrən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ماهی گوشتخوار که به خاطر دندان‌های تیز و رفتار تهاجمی‌اش شناخته شده است

عبارات و ترکیب‌ها

piran fish

ماهی پیرانا

piran habitat

زیستگاه پیرانا

piran attack

حمله پیرانا

piran feeding

تغذیه پیرانا

piran species

گونه‌های پیرانا

piran behavior

رفتار پیرانا

piran river

رودخانه پیرانا

piran size

اندازه پیرانا

piran school

گله پیرانا

piran danger

خطر پیرانا

جملات نمونه

my favorite fish is the piranha.

ماهی مورد علاقه من پiranا است.

piranhas are known for their sharp teeth.

پiranا به دلیل دندان‌های تیزشان مشهور هستند.

in the amazon, piranhas can be found in rivers.

در آمازون، پiranا را می‌توان در رودخانه‌ها پیدا کرد.

piranhas often swim in groups for protection.

پiranا اغلب برای محافظت در گروه‌هایی شنا می‌کنند.

many people fear piranhas due to their reputation.

بسیاری از مردم به دلیل شهرتشان از پiranا می‌ترسند.

piranhas can be aggressive when feeding.

پiranا هنگام تغذیه می‌توانند تهاجمی باشند.

some species of piranha are herbivorous.

برخی از گونه‌های پiranا گیاه‌خوار هستند.

piranhas are often featured in documentaries.

پiranا اغلب در مستندها به تصویر کشیده می‌شوند.

people often exaggerate the danger of piranhas.

مردم اغلب خطر پiranا را اغراق‌آمیز جلوه می‌دهند.

in aquariums, piranhas can be fascinating to observe.

در آکواریوم‌ها، تماشای پiranا می‌تواند جذاب باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید