piso

[ایالات متحده]/ˈpiːsəʊ/
[بریتانیا]/ˈpiːsoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واحد پولی در فیلیپین; پزو در فیلیپین

عبارات و ترکیب‌ها

piso price

قیمت پیزو

piso plan

برنامه پیزو

piso area

مساحت پیزو

piso number

شماره پیزو

piso rental

اجاره پیزو

piso layout

چیدمان پیزو

piso inspection

بازرسی پیزو

piso features

ویژگی‌های پیزو

piso maintenance

نگهداری پیزو

piso contract

قرارداد پیزو

جملات نمونه

she paid the rent in piso.

او اجاره را به پیزو پرداخت.

the price of the book is fifty piso.

قیمت کتاب پنجاه پیزو است.

he saved up a lot of piso for his vacation.

او برای تعطیلاتش مقدار زیادی پیزو پس انداز کرد.

you can exchange dollars for piso at the bank.

شما می توانید دلار را در بانک با پیزو عوض کنید.

they offered a discount of ten piso.

آنها تخفیف ده پیزو ارائه دادند.

the restaurant charges an extra piso for service.

رستوران برای خدمات هزینه اضافی پیزو دریافت می کند.

my friend gave me a piso as a gift.

دوست من به عنوان هدیه یک پیزو به من داد.

he found a piso on the street.

او یک پیزو در خیابان پیدا کرد.

the market sells fruits for a few piso each.

بازار میوه ها را به قیمت چند پیزو می فروشد.

it costs one piso to use the restroom.

استفاده از دستشویی یک پیزو هزینه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید