pistils

[ایالات متحده]/[ˈpɪstəls]/
[بریتانیا]/[ˈpɪstəlz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بخش زاگذار زننده گل، که شامل گریه، ساقه گریه و تخمدان می‌شود؛ جمع pistil.

عبارات و ترکیب‌ها

pistil structure

ساختار پستیل

pistils present

وجود پستیل‌ها

analyzing pistils

تحلیل پستیل‌ها

damaged pistils

پستیل‌های آسیب دیده

pistil morphology

مorfولوژی پستیل

observing pistils

مشاهده پستیل‌ها

pistil function

وظیفه پستیل

identifying pistils

شناسایی پستیل‌ها

mature pistils

پستیل‌های نایض

checking pistils

بررسی پستیل‌ها

جملات نمونه

the flower had vibrant yellow pistils extending from its center.

گیاه دارای پرندگان زرد روشن از مرکز آن بود.

bees diligently collected pollen from the pistils of the lilies.

م蜂数 با دقت پولن را از پرندگان گل لیلیوم جمع آوری کردند.

successful pollination requires the pistil to receive pollen grains.

موفقیت در خودگردانی نیاز به این دارد که پرندگان گردهای را دریافت کنند.

the pistils of orchids are often uniquely shaped and colored.

پرندگان اورکیدها معمولاً به طور منحصر به فرد شکل و رنگ دارند.

after fertilization, the pistil develops into a fruit.

پس از تلقیح، پرندگان به یک میوه تبدیل می شوند.

the stigma and style are parts of the pistil.

استیگما و سبک بخش هایی از پرندگان هستند.

many plants have a single pistil in the center of the flower.

بanyak گیاهان یک پرندگان در مرکز گل دارند.

the length of the pistil can vary between different species.

طول پرندگان می تواند بین گونه های مختلف متفاوت باشد.

the ovules are located within the ovary of the pistil.

تخمک ها در تخمدان پرندگان قرار دارند.

damage to the pistil can prevent fruit development.

ضرر به پرندگان می تواند توسعه میوه را جلوگیری کند.

the structure of the pistil is crucial for plant reproduction.

ساختار پرندگان برای تولید مثل گیاهان حیاتی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید