stigma

[ایالات متحده]/ˈstɪɡmə/
[بریتانیا]/ˈstɪɡmə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لکه; ننگ; بالای ستون; برند; ویژگی.

عبارات و ترکیب‌ها

social stigma

تبعیض اجتماعی

mental health stigma

تبعیض در مورد سلامت روان

overcoming stigma

غلبه بر تبعیض

جملات نمونه

a stigma of degeneracy

یک لکه انحطاط

the stigma of mental disorder.

ننگ اختلالات روانی

stigma simple or multifid.

استیگما ساده یا چندلوبه.

It's a stigma to ask for money.

درخواست پول یک تابوی اجتماعی است.

Stigma subsessile, penicillate-capitate. ovule orthotropous.

خامه دندانه ای، قارچ مانند-سر گرد. تخمدان متعامد.

the stigma of ignominious defeat;

ننگ شکست مفتضحانه;

stigmas on front side of style incrassation, on hemispheric projection.

برچسب‌ها در سمت جلوی افزایش سبک، روی تصویرسازی نیمکره‌ای.

stigma filiform or ligulate, papillous on 1 side;

خامه نخ مانند یا زبانه ای، پوشیده از برجستگی در یک طرف;

stigma capitate, conic-peltate, or punctiform;

خامه سر گرد، مخروطی-پوشانده، یا نقطه ای;

stigma 3-lobed, lobes excurved.

میگدود 3 لوبه‌ای، لوب‌ها به بیرون خم شده‌اند.

style short;stigmas commissural, 2-lobed, plumose.

ساقه کوتاه؛ میگدود کمیسیونال، 2 لوبه‌ای، پر مانند.

But it could just in part because it means escaping the stigma of singlehood.

اما ممکن است فقط به این دلیل باشد که به معنای فرار از انگ زدن مجرد بودن است.

Being an unmarried mother used to carry a social stigma.

مادر مجرد بودن زمانی بار اجتماعی را به همراه داشت.

Styles short;stigmas capitate.Utricles irregularly circumscissile (bursting).

سبک‌ها کوتاه هستند؛ لکه‌ها دارای سر هستند. کیسه‌های کوچک به طور نامنظم دایره‌ای (منفجر شدن).

Take Sweden as an example, this country asserts Rhizoma Curcumae Longae, hot pepper, Stigma Croci and sandalwood are not the pigment, but fragrant hard material.

سوئد را به عنوان نمونه در نظر بگیرید، این کشور ادعا می کند که ریشه زنجبیل، فلفل تند، خامه زعفران و صندل رنگدانه نیستند، بلکه ماده سخت و خوشبو هستند.

Calyx actinomorphic, lobes triangular, apically acute; styles slender; stigmas not radiating downward; leaves paired on flowering shoots, solitary on nonflowering shoots.

کاسبرگ با تقارن شعاعی، لوب ها مثلثی، در نوک تیز؛ سبک ها باریک؛ راجک ها به سمت پایین تابش نمی کنند؛ برگ ها جفت شده در شاخه های گل دهنده، منفرد در شاخه های غیر گل دهنده.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید