pitchings

[ایالات متحده]/ˈpɪtʃɪŋz/
[بریتانیا]/ˈpɪtʃɪŋz/

ترجمه

n. عمل پرتاب یا انداختن؛ زاویه یا شیب یک سطح؛ عمل یک بازیکن بیس‌بال که توپ را پرتاب می‌کند
adj. دارای شیب یا انحنا
v. باعث شدن که متمایل یا شیب‌دار شود؛ چیزی را پرتاب یا انداختن؛ با قیر پوشاندن؛ تنظیم کردن لحن یا کلید یک قطعه موسیقی

عبارات و ترکیب‌ها

fast pitchings

پرتاب‌های سریع

slow pitchings

پرتاب‌های آهسته

high pitchings

پرتاب‌های بلند

low pitchings

پرتاب‌های پایین

curve pitchings

پرتاب‌های منحنی

side pitchings

پرتاب‌های کناری

pitchings count

تعداد پرتاب‌ها

pitchings strategy

استراتژی پرتاب

pitchings analysis

تحلیل پرتاب

pitchings performance

عملکرد پرتاب

جملات نمونه

he practiced his pitchings before the big game.

او تمرین پرتاب‌های خود را قبل از بازی بزرگ انجام داد.

the coach gave feedback on the pitchings during practice.

مربی در طول تمرین در مورد پرتاب‌ها بازخورد داد.

her pitchings were impressive and caught everyone's attention.

پرتاب‌های او впечатляващи بودند و توجه همه را به خود جلب کردند.

they analyzed the pitchings to improve their strategy.

آنها پرتاب‌ها را برای بهبود استراتژی خود تجزیه و تحلیل کردند.

his pitchings were consistent throughout the season.

پرتاب‌های او در طول فصل ثابت بودند.

the team celebrated their successful pitchings after the match.

تیم پس از مسابقه جشن موفقیت‌آمیز پرتاب‌های خود را گرفتند.

pitchings in baseball require both skill and precision.

پرتاب‌ها در بیسبال هم به مهارت و هم به دقت نیاز دارند.

she learned different techniques for better pitchings.

او تکنیک‌های مختلفی برای پرتاب‌های بهتر یاد گرفت.

the pitchings from the new player surprised everyone.

پرتاب‌های بازیکن جدید همه را شگفت‌زده کرد.

pitchings can determine the outcome of a baseball game.

پرتاب‌ها می‌توانند نتیجه یک بازی بیسبال را تعیین کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید