argumentation

[ایالات متحده]/ˌɑːgjʊmen'teɪʃ(ə)n/
[بریتانیا]/ˌɑrɡjumən'teʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بحث، استدلال، گفت و گو، نکته استدلال

جملات نمونه

lines of argumentation used to support his thesis.

خطوط استدلال مورد استفاده برای حمایت از تز او

constructing a solid argumentation

ساختن یک استدلال قوی

using argumentation to support your claims

استفاده از استدلال برای حمایت از ادعای شما

engaging in argumentation with peers

شرکت در استدلال با همسالان

argumentation is a key component of critical thinking

استدلال یک جزء کلیدی تفکر انتقادی است

the art of argumentation is essential in debates

هنر استدلال در مناظرات ضروری است

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید