piteously

[ایالات متحده]/ˈpɪtɪəsli/
[بریتانیا]/ˈpɪtɪəsli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای که ترحم را برانگیزد؛ به روشی دلسوزانه یا همدلانه

عبارات و ترکیب‌ها

piteously crying

گریه کردن با ناراحتی

piteously begging

خواهش کردن با ناراحتی

piteously pleading

التماس کردن با ناراحتی

piteously whimpering

ناله کردن با ناراحتی

piteously moaning

آه کشیدن با ناراحتی

piteously gazing

نگاه کردن با ناراحتی

piteously lamenting

افسوس خوردن با ناراحتی

piteously staring

زیر نظر نگاه کردن با ناراحتی

piteously sighing

نفس عمیق کشیدن با ناراحتی

piteously complaining

شکایت کردن با ناراحتی

جملات نمونه

she looked at him piteously, hoping for forgiveness.

او با حالتی دلخراش به او نگاه کرد و امیدوار بود که ببخشد.

the dog whimpered piteously after being left alone.

سگ بعد از اینکه تنها رها شد، با حالتی دلخراش ناله کرد.

he begged piteously for a second chance.

او با حالتی دلخراش برای یک فرصت دوباره درخواست کرد.

the child gazed piteously at the broken toy.

کودک با حالتی دلخراش به اسباب بازی شکسته نگاه کرد.

she sang piteously, her voice full of sorrow.

او با حالتی دلخراش آواز خواند، صدایش پر از غم بود.

they cried piteously for help during the storm.

آنها در طول طوفان با حالتی دلخراش برای کمک فریاد زدند.

he looked piteously at the empty plate.

او با حالتی دلخراش به بشقاب خالی نگاه کرد.

the kitten mewed piteously, searching for its mother.

گربه با حالتی دلخراش میانه کرد و به دنبال مادرش گشت.

she wrote a letter piteously pleading for assistance.

او نامه ای با حالتی دلخراش برای کمک درخواست کرد.

he piteously recounted his struggles to the audience.

او با حالتی دلخراش مشکلات خود را برای مخاطبان تعریف کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید