pitfall

[ایالات متحده]/ˈpɪtfɔːl/
[بریتانیا]/ˈpɪtfɔːl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تله‌ای برای حیوانات وحشی؛ سختی غیرمنتظره؛ اشتباه آسان ساخته شده

جملات نمونه

the pitfalls of monocausal explanations.

اشکالات توضیحات تک علتی

Several pitfalls remain in the way of an agreement.

چندین مشکل در مسیر رسیدن به توافق باقی مانده است.

Numerous pitfalls await unsuspecting investors.

دام‌های متعددی سرمایه‌گذاران ناآگاه را منتظر می‌سازد.

tips on the pitfalls to avoid when buying second-hand.

نکاتی در مورد مشکلاتی که باید هنگام خرید کالای دست دوم از آنها اجتناب کرد.

Faerie is a perilous land, and in it are pitfalls for the unwary and dungeons for the overbold.

فری یک سرزمین خطرناک است و در آن چاله ها برای بی احتیاط و سیاه چاله‌ها برای جسوران وجود دارد.

Relatedly, the individualist falls into the pitfalls of reification, whereas the holist puts an end to the agency through the model of “over-socialization” of the individual.

در ارتباط با این موضوع، فردگرایان دچار دام‌های عینیت‌گرایی می‌شوند، در حالی که کل‌نگر با استفاده از مدل «فرانسازي بیش از حد» فرد، به خودمختاری پایان می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید