pitsaw

[ایالات متحده]/ˈpɪt.sɔː/
[بریتانیا]/ˈpɪt.sɔː/

ترجمه

n. (دو نفره) اره بزرگ
Word Forms
جمعpitsaws

عبارات و ترکیب‌ها

pitsaw blade

تیغه پیتساش

pitsaw operation

عملکرد پیتساش

pitsaw mill

کارخانه پیتساش

pitsaw cutting

برش پیتساش

pitsaw logs

تختک پیتساش

pitsaw technique

تکنیک پیتساش

pitsaw frame

قاب پیتساش

pitsaw teeth

دندان پیتساش

pitsaw guide

راهنمای پیتساش

pitsaw maintenance

نگهداری پیتساش

جملات نمونه

the carpenter used a pitsaw to cut the lumber.

نجار از اره فارسی برای برش الوار استفاده کرد.

he learned how to operate a pitsaw in woodworking class.

او یاد گرفت که چگونه از اره فارسی در کلاس نجاری استفاده کند.

using a pitsaw requires skill and precision.

استفاده از اره فارسی نیاز به مهارت و دقت دارد.

they demonstrated the pitsaw technique at the workshop.

آنها تکنیک اره فارسی را در کارگاه به نمایش گذاشتند.

the sound of the pitsaw echoed through the forest.

صدای اره فارسی در جنگل طنین انداز شد.

after sharpening the blade, he resumed using the pitsaw.

پس از تیز کردن تیغه، او از اره فارسی استفاده کرد.

the pitsaw is an essential tool for traditional lumberjacks.

اره فارسی یک ابزار ضروری برای قطع‌کنندگان الوار سنتی است.

she prefers the pitsaw for its simplicity and effectiveness.

او اره فارسی را به دلیل سادگی و اثربخشی آن ترجیح می‌دهد.

he bought a new pitsaw for his woodworking projects.

او یک اره فارسی جدید برای پروژه‌های نجاری خود خرید.

learning to use a pitsaw can be rewarding for beginners.

یادگیری نحوه استفاده از اره فارسی می‌تواند برای مبتدیان سودمند باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید