pitter

[ایالات متحده]/ˈpɪtə/
[بریتانیا]/ˈpɪtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی برای حذف هسته از میوه‌ها؛ نام خانوادگی؛ رایج در انگلیسی، آلمانی، ایتالیایی و چک؛ دستگاه هسته‌گیر مورد استفاده در آماده‌سازی غذا
Word Forms
جمعpitters

عبارات و ترکیب‌ها

pitter patter

پیتر پاتر

pitter-patter feet

کف پا با صدای پیتر پاتر

pitter patter noise

صدای پیتر پاتر

pitter patter sound

صدای پیتر پاتر

pitter patter rhythm

ریتم پیتر پاتر

pitter patter dance

رقص پیتر پاتر

pitter patter play

بازی پیتر پاتر

pitter patter song

آهنگ پیتر پاتر

pitter patter heart

قلب پیتر پاتر

جملات نمونه

the rain began to pitter on the roof.

باران شروع به چکه کردن روی سقف کرد.

she listened to the pitter of the raindrops.

او به صدای قطره های باران گوش داد.

the children loved the sound of pitter-patter during the storm.

کودکان صدای چکه چکه در طول طوفان را دوست داشتند.

we sat by the window, enjoying the pitter of the rain.

ما کنار پنجره نشستیم و از صدای باران لذت بردیم.

the pitter of the rain created a soothing atmosphere.

صدای باران فضایی آرامش بخش ایجاد کرد.

he found the pitter of the rain relaxing after a long day.

او بعد از یک روز طولانی، صدای باران را آرامش بخش یافت.

the pitter-patter of feet echoed in the hallway.

صدای قدم ها در راهرو طنین انداز شد.

the pitter of the rain against the window was mesmerizing.

صدای باران در برابر پنجره مسحور کننده بود.

as the night fell, the pitter of rain became louder.

همانطور که شب می شد، صدای باران بلندتر می شد.

she loved to hear the pitter of rain while reading a book.

او دوست داشت در حالی که کتاب می خواند، صدای باران را بشنود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید