placations

[ایالات متحده]/plæˈkeɪʃənz/
[بریتانیا]/pləˈkeɪʃənz/

ترجمه

n. اقداماتی برای آرام کردن یا تسکین دادن کسی

عبارات و ترکیب‌ها

placations needed

نیاز به صلح‌سازی

placations offered

پیشنهاد صلح‌سازی

placations requested

درخواست صلح‌سازی

placations given

ارائه صلح‌سازی

placations received

دریافت صلح‌سازی

placations accepted

پذیرش صلح‌سازی

placations denied

رد صلح‌سازی

placations expressed

ابراز صلح‌سازی

placations sought

جستجوی صلح‌سازی

placations shared

اشتراک‌گذاری صلح‌سازی

جملات نمونه

his placations did little to ease her anger.

تخفيفات او كمك زيادي به كاهش خشم او نكرد.

she offered placations to calm the upset crowd.

او برای آرام کردن جمعیت عصبانی، تخفيفاتی را ارائه داد.

despite his placations, she remained unconvinced.

با وجود تخفيفات او، او همچنان متقاعد نشد.

his placations were met with skepticism.

تخفيفات او با شک و تردید روبرو شد.

they used placations to resolve the conflict.

آنها از تخفيفات برای حل اختلاف استفاده کردند.

her placations were intended to soothe his worries.

تخفيفات او برای تسکین نگرانی های او بود.

he resorted to placations when tensions rose.

وقتی تنش ها بالا گرفت، او به تخفيفات متوسل شد.

placations can sometimes be more effective than apologies.

تخفيفات گاهی اوقات می تواند موثرتر از عذرخواهی باشد.

the manager's placations helped to restore team morale.

تخفيفات مدیر به بازگرداندن روحیه تیم کمک کرد.

she felt that his placations were insincere.

او احساس کرد که تخفيفات او صادقانه نیست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید