placeable

[ایالات متحده]/ˈpleɪsəbl/
[بریتانیا]/ˈpleɪsəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل قرار دادن یا قرار گرفتن؛ قابل تنظیم یا مکان‌یابی

عبارات و ترکیب‌ها

placeable object

شیء قابل قرار دادن

placeable item

قطعه قابل قرار دادن

placeable asset

دارایی قابل قرار دادن

placeable unit

واحد قابل قرار دادن

placeable feature

ویژگی قابل قرار دادن

placeable element

عنصر قابل قرار دادن

placeable area

منطقه قابل قرار دادن

placeable zone

ناحیه قابل قرار دادن

placeable block

بلوک قابل قرار دادن

placeable space

فضای قابل قرار دادن

جملات نمونه

the artwork is placeable in various settings.

قطعه هنری را می‌توان در تنظیمات مختلف قرار داد.

these components are easily placeable in the design.

این اجزا را می‌توان به راحتی در طرح قرار داد.

the furniture is placeable in any room.

می‌توان مبلمان را در هر اتاقی قرار داد.

her ideas are placeable within the context of the project.

ایده‌های او را می‌توان در چارچوب پروژه قرار داد.

the software allows for placeable icons on the desktop.

نرم‌افزار امکان قرار دادن آیکون‌ها روی دسکتاپ را فراهم می‌کند.

placeable assets enhance the game's visual appeal.

دارایی‌های قابل قرار دادن، جذابیت بصری بازی را افزایش می‌دهند.

this feature makes the items placeable in multiple locations.

این ویژگی باعث می‌شود بتوان اقلام را در مکان‌های متعدد قرار داد.

placeable elements can improve user interaction.

عناصر قابل قرار دادن می‌توانند تعامل کاربر را بهبود بخشند.

the modular design allows for placeable sections.

طراحی مدولار امکان قرار دادن بخش‌ها را فراهم می‌کند.

in the game, characters are placeable in different environments.

در بازی، شخصیت‌ها را می‌توان در محیط‌های مختلف قرار داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید