planchet

[ایالات متحده]/ˈplænʧɪt/
[بریتانیا]/ˈplænʧɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دیسک فلزی استفاده شده در ضرب سکه‌ها; ورق فلزی نازک در الکترونیک; صفحه فلزی استفاده شده در بازارسازی
Word Forms
جمعplanchets

عبارات و ترکیب‌ها

blank planchet

بلانک پلنچت

metal planchet

پلنچت فلزی

copper planchet

پلنچت مسی

planchet error

اشتباه پلنچت

planchet size

اندازه پلنچت

planchet thickness

ضخامت پلنچت

silver planchet

پلنچت نقره

gold planchet

پلنچت طلایی

planchet design

طراحی پلنچت

planchet type

نوع پلنچت

جملات نمونه

the planchet was carefully inspected for flaws.

قطعه نقره‌ای به دقت برای یافتن نقص بررسی شد.

the mint produced a new planchet for the coins.

آسکارای سکه، قطعه نقره‌ای جدیدی برای سکه‌ها تولید کرد.

each planchet must meet strict quality standards.

هر قطعه نقره‌ای باید استانداردهای کیفیت سختگیرانه را رعایت کند.

the planchet was made of high-quality metal.

قطعه نقره‌ای از فلز با کیفیت بالا ساخته شده بود.

they used a special machine to cut the planchet.

آنها از یک ماشین ویژه برای برش قطعه نقره‌ای استفاده کردند.

the design was engraved onto the planchet.

طرح روی قطعه نقره‌ای حک شد.

after striking, the planchet becomes a coin.

پس از ضرب، قطعه نقره‌ای به سکه تبدیل می شود.

the collector was excited to find a rare planchet.

کلکسیونر از یافتن یک قطعه نقره‌ای کمیاب هیجان زده بود.

the planchet's thickness affects the coin's weight.

ضخامت قطعه نقره‌ای بر وزن سکه تأثیر می گذارد.

he studied the history of the planchet in numismatics.

او تاریخچه قطعه نقره‌ای را در علم سکه‌شناسی مطالعه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید