planner

[ایالات متحده]/ˈplænə(r)/
[بریتانیا]/ˈplænər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که برنامه‌ها یا طرح‌ها را می‌سازد؛ کسی که یک طرح یا برنامه را ایجاد و سازماندهی می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

weekly planner

برنامه‌ریزی هفتگی

daily planner

برنامه‌ریزی روزانه

monthly planner

برنامه‌ریزی ماهانه

event planner

برنامه‌ریز رویداد

travel planner

برنامه‌ریز سفر

financial planner

برنامه‌ریز مالی

جملات نمونه

three architects and a planner combine to create a Xanadu.

سه معمار و یک برنامه ریز برای ایجاد یک زانادو با هم ترکیب شدند.

planners need a thorough understanding of the subject.

برنامه‌ریزان به درک کامل موضوع نیاز دارند.

The planners decided to preserve their distinct identities.

برنامه‌ریزان تصمیم گرفتند هویت متمایز خود را حفظ کنند.

Planners seem a little uncomfortable with the current government guidelines.

برنامه‌ریزان کمی در مورد دستورالعمل‌های فعلی دولت احساس ناراحتی می‌کنند.

"We don't believe in planners and deciders making the decisions on behalf of Americans.

ما باور نداریم که برنامه‌ریزان و تصمیم‌گیران به جای آمریکایی‌ها تصمیم بگیرند.

The Fourier describer only describes the boundary shape of the planner target region,and can not reflect feature inside characteristic.

توصیف‌گر فوریه فقط شکل مرزی ناحیه هدف برنامه‌ریز را توصیف می‌کند و نمی‌تواند ویژگی‌های داخلی را منعکس کند.

Red Events India, an events planner in Ahmedabad that helped plan the Mutha wedding in Macau, says it has arranged a dozen weddings outside India since 2006.

رد ایونتس ایندیا، یک برنامه‌ریز رویدادها در احمدآباد که به برنامه‌ریزی عروسی موتا در مکائو کمک کرد، می‌گوید از سال 2006 دوازده عروسی خارج از هند ترتیب داده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید