plaques

[ایالات متحده]/plæks/
[بریتانیا]/plæks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (یادبود) صفحه; پلاک یادبود; پلاک دندانی; پلاک میکروبی; وصله; کاشی; مدال; صفحه تزئینی

عبارات و ترکیب‌ها

commemorative plaques

تندیس‌های یادبود

bronze plaques

تندیس‌های برنزی

memorial plaques

تندیس‌های یادبود

plaque awards

جوایز تندیس

plaque installation

نصب تندیس

plaque recognition

شناخت تندیس

plaque display

نمایش تندیس

plaque unveiling

افتتاحیه تندیس

plaque dedication

اختصاص تندیس

plaque design

طراحی تندیس

جملات نمونه

the museum displayed several historical plaques.

موزه چندین لوح تاریخی را به نمایش گذاشت.

she received plaques for her achievements in sports.

او به خاطر دستاوردهای خود در ورزش، لوح دریافت کرد.

the plaques on the wall tell the story of the town.

لوح‌های روی دیوار داستان شهر را روایت می‌کنند.

he proudly hung the plaques in his office.

او با افتخار لوح‌ها را در دفتر خود نصب کرد.

the award ceremony included the presentation of plaques.

آیین اهدای جوایز شامل ارائه لوح بود.

commemorative plaques are placed in honor of veterans.

لوح‌های یادبود به افتخار جانبازان نصب می‌شوند.

they installed plaques to mark historical landmarks.

آنها لوح‌هایی را برای مشخص کردن مکان‌های تاریخی نصب کردند.

the plaques were engraved with the names of donors.

لوح‌ها با نام اهداکنندگان حکاکی شده بودند.

visitors can read the plaques to learn more about the exhibits.

بازدیدکنندگان می‌توانند لوح‌ها را بخوانند تا بیشتر در مورد نمایشگاه‌ها بدانند.

she collected plaques from various art exhibitions.

او لوح‌هایی را از نمایشگاه‌های هنری مختلف جمع‌آوری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید