plashing water
آب پاشیده
plashing sounds
صداهای پاشیده
plashing kids
کودکان پاشیده
plashing waves
امواج پاشیده
plashing rain
باران پاشیده
plashing puddles
چکههای آب
plashing fountain
فونتنی پاشیده
plashing feet
پاهای پاشیده
plashing fish
ماهیهای پاشیده
plashing fun
سرگرمی پاشیده
the children were splashing in the puddles after the rain.
کودکان بعد از باران در چاله ها آب بازی می کردند.
she loves splashing paint on the canvas.
او عاشق پاشیدن رنگ روی بوم نقاشی است.
the dog was splashing around in the lake.
سگ در دریاچه اینهمان آب بازی میکرد.
he was splashing water on his face to wake up.
او برای بیدار شدن آب روی صورت خود میپاشید.
we could hear the sound of splashing as the boat moved through the water.
ما میتوانستیم صدای پاشیدن را بشنویم، زیرا قایق از میان آب عبور میکرد.
she was splashing her friends with water during the party.
او در طول مهمانی با آب دوستانش را میپاشید.
the kids enjoyed splashing each other at the beach.
بچه ها از پاشیدن به یکدیگر در ساحل لذت بردند.
he was splashing through the shallow stream.
او از میان جریان کمعمق عبور میکرد.
the artist was splashing colors wildly on the paper.
هنرمند به طور وحشیانه رنگ ها را روی کاغذ میپاشید.
they spent the afternoon splashing in the pool.
آنها بعد از ظهر را در استخر آب بازی کردند.
plashing water
آب پاشیده
plashing sounds
صداهای پاشیده
plashing kids
کودکان پاشیده
plashing waves
امواج پاشیده
plashing rain
باران پاشیده
plashing puddles
چکههای آب
plashing fountain
فونتنی پاشیده
plashing feet
پاهای پاشیده
plashing fish
ماهیهای پاشیده
plashing fun
سرگرمی پاشیده
the children were splashing in the puddles after the rain.
کودکان بعد از باران در چاله ها آب بازی می کردند.
she loves splashing paint on the canvas.
او عاشق پاشیدن رنگ روی بوم نقاشی است.
the dog was splashing around in the lake.
سگ در دریاچه اینهمان آب بازی میکرد.
he was splashing water on his face to wake up.
او برای بیدار شدن آب روی صورت خود میپاشید.
we could hear the sound of splashing as the boat moved through the water.
ما میتوانستیم صدای پاشیدن را بشنویم، زیرا قایق از میان آب عبور میکرد.
she was splashing her friends with water during the party.
او در طول مهمانی با آب دوستانش را میپاشید.
the kids enjoyed splashing each other at the beach.
بچه ها از پاشیدن به یکدیگر در ساحل لذت بردند.
he was splashing through the shallow stream.
او از میان جریان کمعمق عبور میکرد.
the artist was splashing colors wildly on the paper.
هنرمند به طور وحشیانه رنگ ها را روی کاغذ میپاشید.
they spent the afternoon splashing in the pool.
آنها بعد از ظهر را در استخر آب بازی کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید