platterfuls

[ایالات متحده]/ˈplætəfʊlz/
[بریتانیا]/ˈplætərfəlz/

ترجمه

n. جمع platterful

عبارات و ترکیب‌ها

platterfuls of food

سینی‌های پر از غذا

platterfuls of joy

سینی‌های پر از شادی

platterfuls of laughter

سینی‌های پر از خنده

platterfuls of snacks

سینی‌های پر از میان وعده‌ها

platterfuls of fruit

سینی‌های پر از میوه

platterfuls of cheese

سینی‌های پر از پنیر

platterfuls of sweets

سینی‌های پر از شیرینی

platterfuls of meat

سینی‌های پر از گوشت

platterfuls of veggies

سینی‌های پر از سبزیجات

platterfuls of treats

سینی‌های پر از خوراکی‌های خوشمزه

جملات نمونه

we served platterfuls of delicious appetizers at the party.

ما میزبان سینی‌های پر از پیش‌پی‌هاى خوشمزه در مهمانی بودیم.

the buffet had platterfuls of fresh seafood to choose from.

بوفه سینی‌های پر از غذاهای دریایی تازه برای انتخاب داشت.

she brought platterfuls of cookies to share with her friends.

او سینی‌های پر از کوکی را برای به اشتراک گذاشتن با دوستانش آورد.

at the family reunion, there were platterfuls of traditional dishes.

در دیدار خانوادگی، سینی‌های پر از غذاهای سنتی وجود داشت.

we enjoyed platterfuls of fruit during the picnic.

ما از خوردن سینی‌های پر از میوه در هنگام پیک‌نیک لذت بردیم.

the restaurant is famous for its platterfuls of barbecue.

این رستوران به خاطر سینی‌های پر از کباب باربیکیو خود مشهور است.

he ordered platterfuls of pasta for the dinner gathering.

او سینی‌های پر از پاستا را برای جمع شام سفارش داد.

they presented platterfuls of desserts at the wedding.

آنها سینی‌های پر از دسر را در عروسی ارائه کردند.

at the festival, there were platterfuls of local delicacies.

در جشنواره، سینی‌های پر از غذاهای محلی وجود داشت.

the chef prepared platterfuls of gourmet dishes for the guests.

سرآشپز سینی‌های پر از غذاهای گوروته را برای مهمانان آماده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید