playacting

[ایالات متحده]/ˈpleɪˌæktɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpleɪˌæktɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل وانمود کردن به اینکه شخص دیگری هستید برای یک اجرا
n. رفتار عمل کردن به شیوه‌ای تئاتری
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

playacting roles

اجرا نقش

playacting games

بازی‌های نقش‌آفرینی

playacting skills

مهارت‌های نقش‌آفرینی

playacting scenes

صحنه‌های نقش‌آفرینی

playacting methods

روش‌های نقش‌آفرینی

playacting techniques

تکنیک‌های نقش‌آفرینی

playacting practice

تمرین نقش‌آفرینی

playacting exercises

تمرینات نقش‌آفرینی

playacting workshops

کارگاه‌های نقش‌آفرینی

playacting activities

فعالیت‌های نقش‌آفرینی

جملات نمونه

her playacting in the school play impressed everyone.

اجاى مدرسه او در نمایش مدرسه همه را تحت تأثیر قرار داد.

he was so good at playacting that he won the lead role.

او آنقدر در ایفای نقش خوب بود که نقش اصلی را برد.

playacting can help children develop their imagination.

ایفای نقش می تواند به کودکان کمک کند تا تخیل خود را توسعه دهند.

they enjoyed playacting scenes from their favorite movies.

آنها از ایفای نقش صحنه هایی از فیلم های مورد علاقه خود لذت بردند.

her playacting skills made her a star in the drama club.

مهارت های ایفای نقش او باعث شد در باشگاه دراما به یک ستاره تبدیل شود.

he often engages in playacting to entertain his friends.

او اغلب برای سرگرمی دوستانش به ایفای نقش می پردازد.

playacting can serve as a powerful tool for therapy.

ایفای نقش می تواند به عنوان یک ابزار قدرتمند برای درمان عمل کند.

she enjoys playacting different characters from literature.

او از ایفای نقش شخصیت های مختلف از ادبیات لذت می برد.

playacting requires creativity and confidence.

ایفای نقش به خلاقیت و اعتماد به نفس نیاز دارد.

in her class, playacting is a popular way to learn.

در کلاس او، ایفای نقش یک راه محبوب برای یادگیری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید