playgrounds

[ایالات متحده]/ˈpleɪɡraʊndz/
[بریتانیا]/ˈpleɪɡraʊndz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مکان‌هایی برای بازی کودکان؛ پارک‌های تفریحی؛ مناطق تفریحی؛ زمین‌هایی برای فعالیت‌های تفریحی جمعی

عبارات و ترکیب‌ها

playgrounds are fun

زمین‌های بازی سرگرم‌کننده هستند

playgrounds for kids

زمین‌های بازی برای کودکان

playgrounds in parks

زمین‌های بازی در پارک‌ها

playgrounds and slides

زمین‌های بازی و سرسره‌ها

playgrounds near me

زمین‌های بازی نزدیک من

playgrounds for families

زمین‌های بازی برای خانواده‌ها

playgrounds with swings

زمین‌های بازی با تاب

playgrounds and parks

زمین‌های بازی و پارک‌ها

playgrounds in schools

زمین‌های بازی در مدارس

playgrounds for toddlers

زمین‌های بازی برای خردسالان

جملات نمونه

children love to play in playgrounds.

کودکان عاشق بازی در زمین‌های بازی هستند.

many cities are building new playgrounds.

شهرهای زیادی در حال ساخت زمین‌های بازی جدید هستند.

playgrounds are essential for child development.

زمین‌های بازی برای رشد کودکان ضروری هستند.

safety is a priority in designing playgrounds.

ایمنی در طراحی زمین‌های بازی اولویت دارد.

parents often take their kids to playgrounds.

والدین اغلب بچه‌های خود را به زمین‌های بازی می‌برند.

playgrounds encourage social interaction among children.

زمین‌های بازی تعامل اجتماعی کودکان را تشویق می‌کنند.

some playgrounds have special equipment for disabled children.

برخی از زمین‌های بازی دارای تجهیزات ویژه برای کودکان معلول هستند.

community events are often held at local playgrounds.

برگزاری رویدادهای محلی اغلب در زمین‌های بازی محلی انجام می‌شود.

playgrounds can help reduce childhood obesity.

زمین‌های بازی می‌توانند به کاهش چاقی کودکان کمک کنند.

there are many different types of playgrounds available.

انواع مختلفی از زمین‌های بازی در دسترس وجود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید