sandbox

[ایالات متحده]/ˈsændbɒks/
[بریتانیا]/ˈsændbɑːks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جعبه یا منطقه‌ای پر از شن برای بازی کودکان؛ محیط آزمایش برای توسعه نرم‌افزار
Word Forms
جمعsandboxes

عبارات و ترکیب‌ها

sandbox game

بازی سندباکس

sandbox environment

محیط سندباکس

sandbox testing

تست سندباکس

sandbox model

مدل سندباکس

sandbox application

برنامه سندباکس

sandbox strategy

استراتژی سندباکس

sandbox project

پروژه سندباکس

sandbox platform

پلتفرم سندباکس

sandbox feature

ویژگی سندباکس

sandbox setup

راه‌اندازی سندباکس

جملات نمونه

the children played happily in the sandbox.

کودکان با خوشحالی در گودال ماسه بازی کردند.

she built a castle in the sandbox.

او یک قلعه در گودال ماسه ساخت.

they decided to add more sand to the sandbox.

آنها تصمیم گرفتند ماسه بیشتری به گودال ماسه اضافه کنند.

the sandbox was filled with colorful toys.

گودال ماسه با اسباب‌بازی‌های رنگارنگ پر شده بود.

he dug a deep hole in the sandbox.

او یک گودال عمیق در گودال ماسه کند.

the sandbox is a great place for kids to explore.

گودال ماسه یک مکان عالی برای کودکان برای کاوش است.

she watched her son play in the sandbox.

او دید که پسرش در گودال ماسه بازی می‌کند.

they organized a cleanup of the sandbox after the party.

آنها پس از مهمانی یک نظافت از گودال ماسه سازماندهی کردند.

the sandbox is located in the park.

گودال ماسه در پارک واقع شده است.

he found a toy truck buried in the sandbox.

او یک کامیون اسباب‌بازی مدفون شده در گودال ماسه پیدا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید