flexible pliantnesses
انعطافپذیریهای انعطافپذیر
natural pliantnesses
انعطافپذیریهای طبیعی
varied pliantnesses
انعطافپذیریهای متنوع
adaptive pliantnesses
انعطافپذیریهای تطبیقی
inherent pliantnesses
انعطافپذیریهای ذاتی
cultural pliantnesses
انعطافپذیریهای فرهنگی
emotional pliantnesses
انعطافپذیریهای عاطفی
physical pliantnesses
انعطافپذیریهای فیزیکی
social pliantnesses
انعطافپذیریهای اجتماعی
artistic pliantnesses
انعطافپذیریهای هنری
the pliantnesses of the fabric make it easy to work with.
انعطافپذیری پارچه باعث میشود کار با آن آسان باشد.
the artist appreciated the pliantnesses of the clay during sculpting.
هنرمند از انعطافپذیری خاک رس در هنگام مجسمهسازی قدردانی کرد.
in yoga, pliantnesses help achieve better flexibility.
در یوگا، انعطافپذیری به دستیابی به انعطافپذیری بیشتر کمک میکند.
the pliantnesses of the rubber allowed for various designs.
انعطافپذیری لاستیک امکان طراحیهای مختلف را فراهم کرد.
her pliantnesses in negotiations led to a successful agreement.
انعطافپذیری او در مذاکرات منجر به دستیابی به توافقنامه موفقیتآمیز شد.
the pliantnesses of the branches allowed the tree to withstand strong winds.
انعطافپذیری شاخهها به درخت اجازه داد تا در برابر بادهای شدید مقاومت کند.
he admired the pliantnesses of the dancers as they moved gracefully.
او به انعطافپذیری رقصندگان در هنگام حرکت با ظرافت تحسین کرد.
the pliantnesses of the material made it suitable for various uses.
انعطافپذیری ماده آن را برای کاربردهای مختلف مناسب ساخت.
in sports, pliantnesses can improve an athlete's performance.
در ورزش، انعطافپذیری میتواند عملکرد ورزشکار را بهبود بخشد.
the pliantnesses of the rules allowed for creative solutions.
انعطافپذیری قوانین امکان ارائه راه حلهای خلاقانه را فراهم کرد.
flexible pliantnesses
انعطافپذیریهای انعطافپذیر
natural pliantnesses
انعطافپذیریهای طبیعی
varied pliantnesses
انعطافپذیریهای متنوع
adaptive pliantnesses
انعطافپذیریهای تطبیقی
inherent pliantnesses
انعطافپذیریهای ذاتی
cultural pliantnesses
انعطافپذیریهای فرهنگی
emotional pliantnesses
انعطافپذیریهای عاطفی
physical pliantnesses
انعطافپذیریهای فیزیکی
social pliantnesses
انعطافپذیریهای اجتماعی
artistic pliantnesses
انعطافپذیریهای هنری
the pliantnesses of the fabric make it easy to work with.
انعطافپذیری پارچه باعث میشود کار با آن آسان باشد.
the artist appreciated the pliantnesses of the clay during sculpting.
هنرمند از انعطافپذیری خاک رس در هنگام مجسمهسازی قدردانی کرد.
in yoga, pliantnesses help achieve better flexibility.
در یوگا، انعطافپذیری به دستیابی به انعطافپذیری بیشتر کمک میکند.
the pliantnesses of the rubber allowed for various designs.
انعطافپذیری لاستیک امکان طراحیهای مختلف را فراهم کرد.
her pliantnesses in negotiations led to a successful agreement.
انعطافپذیری او در مذاکرات منجر به دستیابی به توافقنامه موفقیتآمیز شد.
the pliantnesses of the branches allowed the tree to withstand strong winds.
انعطافپذیری شاخهها به درخت اجازه داد تا در برابر بادهای شدید مقاومت کند.
he admired the pliantnesses of the dancers as they moved gracefully.
او به انعطافپذیری رقصندگان در هنگام حرکت با ظرافت تحسین کرد.
the pliantnesses of the material made it suitable for various uses.
انعطافپذیری ماده آن را برای کاربردهای مختلف مناسب ساخت.
in sports, pliantnesses can improve an athlete's performance.
در ورزش، انعطافپذیری میتواند عملکرد ورزشکار را بهبود بخشد.
the pliantnesses of the rules allowed for creative solutions.
انعطافپذیری قوانین امکان ارائه راه حلهای خلاقانه را فراهم کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید