And others of them have said that he was an industrious plodder rather than an original thinker.
و دیگران گفتهاند که او یک سختکوش بود تا یک متفکر خلاق.
She was a plodder for efforts and got a proving nuts for her acting talents.Lee Soo-kyung was recognized as a true actress.
او یک فرد کند پیشرفت بود که برای تلاشها ارزش قائل بود و به خاطر استعدادهای بازیگریاش مورد تحسین قرار گرفت. لی سو-کیونگ به عنوان یک بازیگر واقعی شناخته شد.
He is a plodder who slowly works through his tasks.
او فردی است که به آرامی از پس وظایف خود بر میآید.
The plodder diligently completed the project ahead of schedule.
آن فرد با پشتکار پروژه را زودتر از موعد به اتمام رساند.
She may not be the fastest, but she is a reliable plodder.
شاید او سریعترین نباشد، اما یک فرد قابل اعتماد است.
The plodder methodically went through each step of the process.
او به صورت منظم از هر مرحله از فرآیند عبور کرد.
Despite being a plodder, he always gets the job done.
با وجود اینکه او یک فرد کند پیشرفت است، همیشه کارها را به انجام میرساند.
The plodder's persistence eventually paid off in the long run.
پشتکار آن فرد در نهایت در درازمدت نتیجه داد.
As a plodder, he may not excel in speed, but he excels in accuracy.
به عنوان یک فرد کند پیشرفت، او در سرعت برتری ندارد، اما در دقت برتری دارد.
She is a plodder who steadily progresses towards her goals.
او فردی است که به طور پیوسته به سمت اهداف خود پیش میرود.
The plodder's steady approach ensures quality in his work.
رویکرد ثابت آن فرد تضمین میکند که کار او با کیفیت باشد.
Despite being labeled a plodder, he consistently delivers excellent results.
با وجود اینکه به او برچسب فرد کند پیشرفت خورده است، او به طور مداوم نتایج عالی ارائه میدهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید