ploughmen

[ایالات متحده]/'plaʊmən/
[بریتانیا]/'plaʊmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کشاورز که زمین‌ها را شخم می‌زند، کارگر کشاورزی که زمین‌ها را شخم می‌زند
Word Forms

جملات نمونه

Whilst the heavy ploughman snores, All with weary task fordone.

در حالی که زحمتکش مزّارع در خواب است، همه با وظیفه خسته‌کننده و تمام شده.

The ploughman turned up some buried treasure.

مزّارع گنج مدفون شده‌ای پیدا کرد.

The ploughman worked hard in the fields all day.

مزّارع تمام روز سخت در مزارع کار کرد.

The ploughman used traditional methods to till the soil.

مزّارع از روش‌های سنتی برای شخم زدن خاک استفاده کرد.

The ploughman guided the oxen as they pulled the plough.

مزّارع گاوها را هدایت کرد تا شخم را بکشند.

The ploughman's hands were calloused from years of working the land.

دست‌های مزّارع به دلیل سال‌ها کار در زمین، زبر و خشن شده بودند.

The ploughman sowed the seeds in neat rows.

مزّارع بذرها را در ردیف‌های مرتب کاشت.

The ploughman's cottage was nestled at the edge of the village.

کلبه مزّارع در حاشیه روستا قرار داشت.

The ploughman's wife prepared a hearty meal for him after a long day's work.

همسر مزّارع پس از یک روز کاری طولانی، یک غذای مقوی برای او آماده کرد.

The ploughman relied on the changing seasons to determine when to plant and harvest.

مزّارع به تغییر فصل‌ها برای تعیین زمان کاشت و برداشت محصول متکی بود.

The ploughman's son followed in his father's footsteps and became a skilled farmer.

پسر مزّارع پیروی از راه پدرش کرد و به یک کشاورز ماهر تبدیل شد.

The ploughman took pride in his ability to cultivate the land and provide for his family.

مزّارع به توانایی خود در کشت و زرع زمین و فراهم کردن زندگی برای خانواده‌اش افتخار می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید