plumbery

[ایالات متحده]/ˈplʌməri/
[بریتانیا]/ˈplʌməri/

ترجمه

n. مکان که کار لوله‌کشی در آن انجام می‌شود؛ کارگاه برای لوله‌کش‌ها؛ صنعت سرب مرتبط با لوله‌کشی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

plumbery services

خدمات لوله‌برداری

plumbery repairs

تعمیرات لوله‌برداری

plumbery issues

مشکلات لوله‌برداری

plumbery tools

ابزارهای لوله‌برداری

plumbery fittings

اتصالات لوله‌برداری

plumbery leaks

نشتی لوله‌برداری

plumbery maintenance

نگهداری لوله‌برداری

plumbery solutions

راه حل های لوله‌برداری

plumbery installation

نصب لوله‌برداری

plumbery expertise

تخصص لوله‌برداری

جملات نمونه

he decided to pursue a career in plumbery.

او تصمیم گرفت شغلی در زمینه لوله‌کشی دنبال کند.

the plumbery skills he learned were invaluable.

مهارت‌های لوله‌کشی که آموخت، بسیار ارزشمند بودند.

she enrolled in a plumbery course at the local college.

او در یک دوره لوله‌کشی در کالج محلی ثبت نام کرد.

plumbery requires both technical knowledge and practical experience.

لوله‌کشی نیازمند دانش فنی و تجربه عملی است.

he was praised for his excellent plumbery work.

او به خاطر کار عالی لوله‌کشی‌اش مورد تحسین قرار گرفت.

understanding plumbing systems is essential in plumbery.

درک سیستم‌های لوله‌کشی در لوله‌کشی ضروری است.

the plumbery trade has a high demand for skilled workers.

صنعت لوله‌کشی تقاضای زیادی برای کارگران ماهر دارد.

after years in plumbery, he opened his own business.

پس از سال‌ها کار در زمینه لوله‌کشی، او کسب و کار خود را راه اندازی کرد.

she gained recognition for her innovative plumbery techniques.

او به خاطر تکنیک‌های نوآورانه لوله‌کشی‌اش مورد توجه قرار گرفت.

plumbery can be a rewarding career for those who enjoy hands-on work.

لوله‌کشی می‌تواند یک شغل پاداش‌دهنده برای کسانی باشد که از انجام کارهای عملی لذت می‌برند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید