plumpnesses

[ایالات متحده]/ˈplʌmpnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈplʌmpnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت چاق بودن

عبارات و ترکیب‌ها

various plumpnesses

چاق‌شدگی‌های متنوع

different plumpnesses

چاق‌شدگی‌های مختلف

natural plumpnesses

چاق‌شدگی‌های طبیعی

ideal plumpnesses

چاق‌شدگی‌های ایده‌آل

exaggerated plumpnesses

چاق‌شدگی‌های اغراق‌آمیز

subtle plumpnesses

چاق‌شدگی‌های ظریف

intriguing plumpnesses

چاق‌شدگی‌های جذاب

remarkable plumpnesses

چاق‌شدگی‌های قابل توجه

vibrant plumpnesses

چاق‌شدگی‌های پر جنب‌وجوش

elegant plumpnesses

چاق‌شدگی‌های باوقار

جملات نمونه

her plumpnesses made her look more youthful.

کشمردگی او باعث می‌شد جوان‌تر به نظر برسد.

the plumpnesses of the fruits indicate they are ripe.

کشمردگی میوه‌ها نشان می‌دهد که آن‌ها رسیده هستند.

many people appreciate the plumpnesses of a well-cooked dish.

بسیاری از مردم از کشمردگی یک غذای خوشپز لذت می‌برند.

she admired the plumpnesses of the flowers in the garden.

او به کشمردگی گل‌های باغ خیره شد.

his plumpnesses were a result of his love for desserts.

کشمردگی او نتیجه عشق او به دسرها بود.

the plumpnesses of the pillows made the bed inviting.

کشمردگی بالش‌ها باعث جذابیت تخت خواب شد.

she enjoys the plumpnesses of her favorite pastries.

او از کشمردگی شیرینی‌های مورد علاقه خود لذت می‌برد.

the plumpnesses of the sausages caught my attention.

کشمردگی سوسیس‌ها توجه من را جلب کرد.

he prefers the plumpnesses of traditional cheeses.

او ترجیح می‌دهد از کشمردگی پنیرهای سنتی لذت ببرد.

her plumpnesses were celebrated in the fashion industry.

کشمردگی او در صنعت مد مورد تحسین قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید