plunked

[ایالات متحده]/plʌŋkt/
[بریتانیا]/plʌŋkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به شدت سقوط کردن یا افتادن با صدایی

عبارات و ترکیب‌ها

plunked down

نشست

plunked out

بیرون انداخت

plunked in

داخل انداخت

plunked away

دور انداخت

plunked on

روی آن انداخت

plunked it

آن را انداخت

plunked together

در کنار هم انداخت

plunked around

چپ و راست انداخت

plunked into

داخل آن انداخت

plunked off

خارج انداخت

جملات نمونه

he plunked down his bag and sighed.

او کیف خود را انداخت و آهی کشید.

she plunked the coins into the vending machine.

او سکه‌ها را در دستگاه خودپردازی انداخت.

they plunked themselves onto the couch after a long day.

آنها بعد از یک روز طولانی خود را روی مبل انداختند.

the kids plunked their toys on the floor.

بچه‌ها اسباب‌بازی‌های خود را روی زمین انداختند.

he plunked his guitar down and started to sing.

او گیتار خود را انداخت و شروع به خواندن کرد.

she plunked her phone on the table and walked away.

او تلفن خود را روی میز گذاشت و دور شد.

after the meeting, he plunked the report on my desk.

بعد از جلسه، او گزارش را روی میز من انداخت.

they plunked down a hefty sum for the new car.

آنها برای ماشین جدید مبلغ قابل توجهی پرداخت کردند.

she plunked her backpack next to her chair.

او کوله‌پشتی خود را کنار صندلی‌اش انداخت.

he plunked down on the grass to relax.

او برای استراحت روی چمن نشست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید