thrown

[ایالات متحده]/θrəʊn/
[بریتانیا]/θroʊn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته‌ی participle از throw

عبارات و ترکیب‌ها

thrown away

دور انداختن

thrown together

جمع‌آوری شده

thrown back

پس زده شده

thrown off

منحرف شده

thrown open

گشوده شده

thrown out

دور انداختن

thrown in

انداخته شده در

thrown around

به اطراف پرتاب شد

thrown down

انداخته شده پایین

thrown up

پرتاب شده بالا

جملات نمونه

the ball was thrown over the fence.

توپ از روی حصار پرتاب شد.

he was thrown into a difficult situation.

او به یک موقعیت دشوار پرتاب شد.

the old book was thrown away.

کتاب قدیمی دور ریخته شد.

he was thrown into the deep end of the pool.

او به انتهای عمیق استخر پرتاب شد.

she felt thrown off balance by the news.

او احساس کرد که اخبار او را از تعادل خارج کرده است.

the team was thrown together at the last minute.

تیم در دقیقه آخر کنار هم جمع شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید